عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨


* معاويه نيز برخى مسائل خويش را از كعب الاحبار مى‌پرسيد «١»؛ حتى از او مى‌خواست كه برخى از آيات قرآن را تفسيركند. «٢» آشكار است كه وقتى على‌بن‌ابى‌طالب عليه السلام تنها راه دست يافتن به دانش پيامبر صلى الله عليه و آله، مجبور شود تنها به كشاورزى مشغول گردد و ابوذر، راستگوترين يار پيامبر صلى الله عليه و آله، به بيابان‌هاى ربذه تبعيد شود و عبدالله بن مسعود، قارى قرآن، استخوان هايش در زير لگد خليفه خرد شود و كسانى چون كعب الاحبار بر مسند تفسير قرآنى و فقه اسلامى تكيه زنند، بر سر اسلام و مسلمانان چه خواهد آمد. در چنين روزگارى، غيور مردانى چون حسين بن على عليهما السلام و ياران فداكارش بايد به سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله عمل كنند كه فرمود:
«اذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فى امَّتى فَلْيُظْهِرِ الْعالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ» «٣»
هر گاه بدعت‌ها در ميان امّتم آشكار مى‌شود، بر شخص عالم است كه علم خويش را آشكار كند و آن كس كه چنين نكند، لعنت خدا بر او باد!
رويگردانى از سنّت‌
همه مسلمانان برآنند كه بسيارى از احكام و قوانين اسلامى، تنها در سخن و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله آمده‌اند و امر و نهى پيامبر صلى الله عليه و آله امر و نهى خداست؛ چنان كه قرآن مى‌فرمايد:
«وَما اتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» «٤»
و آنچه را كه پيامبر [ص‌] به شما مى‌دهد، برگيريد، و از آنچه شما را باز مى‌دارد، باز ايستيد.
در اين نيز هيچ ترديدى نيست كه شخصيت عظيم رسول اكرم صلى الله عليه و آله آينه تمام نماى صفات الهى بود و سراسر زندگى آن حضرت، رنگ و بويى الهى داشت و همه كردار و