عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦


به خدا سوگند! قلب‌هايتان سنگ و جگرهايتان سخت گشته و بر دل‌ها و گوشها و چشمانتان مهر خورده و شيطان شما را فريفته و به بازى گرفته و بر ديدگانتان پرده (اى از جهل و غفلت) افكنده است. از اين رو، ديگر به راه راست در نخواهيد آمد.
٣- سستى عقيده:
خلفاى ناحق، با عملكرد و تبليغات نادر
عبرت‌هاى عاشورا ٩٦ ج - عبرت‌هاى اخلاقى ..... ص : ٩٤
ست خود، باورهاى دينى مردم را سست كرده بودند و از اين رو، ايمان به خدا و قيامت- كه مهمترين عامل اصلاح فرد و جامعه است- به خاموشى گراييد و مردم به جاى ايمان به خدا و تقويت روحيّه دينى، به طاغوت دل بستند:
«... وَ الَّذينَ كَفَرُوا اوْلِيائُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُماتِ» «١»
كسانى كه كافر شدند، سرپرستانشان طاغوتيانند كه آنان را از نور به سوى تاريكى‌ها مى‌كشانند.
امام حسين عليه السلام پيش از شهادت، از اين حقيقت پرده بر مى‌دارد و مى‌فرمايد:
«وَيْحَكُمْ يا شِيعَةَ الِ ابى سُفْيانَ انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَكُنْتُمْ لاتَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا احْراراً فى دُنْياكُمْ هذِهِ» «٢»
واى بر شما، اى پيروان دودمان ابوسفيان! گر چه دين نداريد و از روز بازپسين نمى‌هراسيد، دست كم در اين دنيا آزاده باشيد.
و در رجز حماسى خود مى‌فرمايد:
كَفَرَ الْقَوْمُ وَ قَدْماً رَغِبُوا عَنْ ثَوابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَيْنْ‌
لَمْ يَخافُوا اللَّهَ فى سَفْكِ دَمى لَعُبَيْدِ اللَّهِ نَسْلِ الْكافِرَينْ «٣»
اين گروه كافر شدند و پيشتر نيز از ثواب خدا، پروردگار دو جهان، روى برتافتند. و براى خشنودى عبيداللّه كافرزاده در ريختن خون من از خدا نترسيدند.