عبرتهاى عاشورا
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
عمروعاص گفت: «اى معاويه به خدا سوگند تو با على برابرى نمىكنى و تو از ويژگىهاى او بىبهرهاى. على سابقه نيك در اسلام دارد، مدّتى بسيار صحابى پيامبر بوده و در راه خدا بسيار جهاد كرده است. وانگهى، او داراى فقه و دانشى است كه تو از آن برخوردار نيستى.» با اين همه، عمروعاص براى مبارزه با جبهه حق، به معاويه گراييد و معاويه نيز به او وعده داد كه حكومت مصر را به او تقديم كند. «١»
امام حسين عليه السلام نيز بارها حقانيت خود را بر دشمنان آشكار كرد و حتى در روز عاشورا پيش از آغاز جنگ به آنان فرمود:
چقدر پروردگار ما خوب است، ولى شما بندگان بدى هستيد. به اطاعت او اقرار كرديد و به پيامبرش، محمّد (ص) ايمان آورديد. اينك، به جنگ خاندانش آمدهايد و آهنگ كشتن آنان را داريد. بى گمان شيطان بر شما چيره شده و نام خدا را از يادتان برده است. پس مرگ بر شما و اهداف شومتان باد! ... از خدا بترسيد و مرا نكشيد كه ريختن خون من و شكستن حرمتم بر شما روا نيست؛ زيرا من فرزند دختر پيامبر شمايم و جدّهام خديجه است و شما شنيدهايد كه پيامبر فرموده است: «حسن و حسين، سرورجوانان اهل بهشت اند.» «٢»
ولى آن ياوه پرستان، اين اتمام حجّتها را ناديده انگاشتند و بر عناد و لجاج خويش پاى فشردند و براى خوشامد سران كفر و نفاق، حق پرستان موحّد را به مسلخ بردند.
٢- ظاهر بينى:
خواص اهل باطل به عكس اهل حق- كه از بصيرتى ژرف برخوردارند- ظاهر بين و بى خردند و در فرجام شوم خود و رهبرانشان نمىانديشند.
قرآن مجيد درباره آنان مىفرمايد:
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْاخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ* اوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فى انْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ وَالْارْضَ وَ ما بَيْنَهُما الَّا بِالْحَقِّ وَ اجَلٍ مُسَمًّى» «٣»