عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٢


طفل شيرخوار، قطره‌اى به زمين نچكيد.» «١» طبرى نقل كرده‌است كه همسر يكى از شهيدان كربلا بر بالين شوى شهيدش حضور يافت، خاك و خون را از چهره‌اش زدود و گفت: «بهشت بر تو گوارا باد!» چون شمر بن ذى الجوشن اين منظره را ديد، غلامى را فرمان داد كه آن زن را به قتل برساند. او نيز عمودى بر سر آن بانوى باوفا كوبيد، سرش را شكافت و بدين سان، او در كنار پيكر همسر شهيدش به شهادت رسيد. «٢»
٥- ذلّت پذيرى:
عزّت و سربلندى از ويژگى‌هاى جامعه اسلامى است و قرآن مجيد در اين باره مى‌فرمايد:
«وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنين» «٣»
همانا عزّت از آن خدا و پيامبرش و مؤمنان است.
منبع عزّت و سرافرازى مسلمانان، خداى متعال است و پيامبر صلى الله عليه و آله مظهر عزّت از رهگذر اطاعت و عبوديت خداست و جامعه اسلامى تا پيرو و مطيع دين است، عزّتمند و سرافراز است و هر قدر از منبع عزّت دور شود، به ذلت و زبونى روى مى‌نهد و چنين رخداد ناميمونى در حادثه عاشورا، آشكارا نمايان شد و مردم به جاى تاج عزّت بر سر، طوق ذلّت بر گردن نهادند و بردگان بى چون و چراى حكومت اموى شدند و همه آنان، جز امام حسين عليه السلام و يارانش، بيعت با يزيد را پذيرفتند و دين و دنياى خويش را فداى دنياى بنى اميه كردند.
زهير بن قين، يار سلحشور و سرفراز امام، در روز عاشورا لحظه‌هايى پيش از شهادت افتخارآميز خود از فرجام نكبت بار مردم در سايه حكومت شوم بنى اميه چنين سخن گفت:
ما شما را به يارى دودمان پيامبر (ص) و رها كردن طاغوت فرامى‌خوانيم. اين را بدانيد كه شما از آن دو جز تباهى زندگى چيزى نخواهيد ديد، آنان چشمان شما را از