عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨


* معاويه در سال ٣٩ هجرى سربازان خود را بسيج كرد تا به شهرهاى تحت حكومت اميرمؤمنان عليه السلام هجوم بردند. آنان مردم بى گناه را قتل عام مى‌كردند و اموالشان را به يغما مى‌بردند. گر چه سپاهيان امام به مقابله با آن‌ها برخاستند و حمله‌هاى آنان را دفع كردند، ولى خون شمارى بسيار از بى گناهان بر زمين ريخته شد. «١»
امام باقر (ع) در اين باره مى‌فرمايد:
در زمان معاويه، پس از ارتحال امام حسن (ع)، شيعيان ما را در همه شهرها قتل عام مى‌كردند، دست و پاهايشان را مى‌بريدند، هر كس با ما اظهار دوستى مى‌كرد، زندانى و اموالش مصادره مى‌گشت و خانه‌اش منهدم مى‌شد و روز به روز بر مصيبت و بلاى آنان افزوده مى‌گشت. «٢»
* حجر بن عدى و عمرو بن حَمِق، دو صحابى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و از ياران سلحشور و باوفاى اميرمؤمنان عليه السلام بودند كه به عبادت، فضيلت و عدالت شهرت داشتند.
آن دو نيز از تيغ جلّاد بنى اميه در امان نماندند. عمرو به دست حاكم موصل گرفتار شد و به دستور معاويه به قتل رسيد و سرش را براى معاويه فرستادند واين، نخستين سرى بود كه در اسلام از شهرى به شهرى ديگر فرستاده شد. «٣»
حجربن عدى نيز همراه يارانش دستگير شد و زياد بن ابيه آنان را به سوى شام گسيل كرد، ولى در ميان راه، دستور از معاويه رسيد كه آنان را ميان لعن على عليه السلام و مرگ مخيّر كنند. آن رادمردان مؤمن شهادت را برگزيدند و به دست جلّادان معاويه به قتل رسيدند. «٤»
* بزرگترين گناه و جنايت خلفاى نامشروع، عناد و دشمنى آنان با اهل بيت پيامبر عليهم السلام بود. اين دشمنى در زمان معاويه به اوج خود رسيد و آن نابكار با مسموم كردن امام‌حسن عليه السلام در