عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣


اسيران عاشورا در كوفه آسيب ديد، در شام آسيب ديد، در مدينه آسيب ديد و بالاخره هم نهضت عاشورا به فناى جبهه سفيانى منتهى شد ... اين‌ها درس‌هاى عاشوراست. البته همين درس‌ها كافى است كه يك ملّت را از ذلت به عزّت برساند، همين درس‌ها مى‌تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد و ... جهت دوم از جهات مربوط به حادثه عاشورا، عبرت‌هاى عاشوراست. عاشورا غير از درس، يك صحنه عبرت است. انسان بايد در اين صحنه نگاه كند تا عبرت بگيرد. «عبرت بگيرد» يعنى چه؟ يعنى خود را با آن وضعيت مقايسه كند و بفهمد درچه حال و وضعى قرار دارد چه چيزى او را تهديد مى‌كند و چه چيزى براى او لازم است. اين را عبرت مى‌گويند؛ مثلًا هنگامى كه شما از جاده‌اى عبور مى‌كنيد و اتومبيلى را مى‌بينيد كه واژگون شده يا تصادف كرده و آسيب ديده و مچاله شده و سرنشينانش نابود شده‌اند، مى‌ايستيد و به آن صحنه نگاه مى‌كنيد. چرا؟ براى اين كه عبرت بگيريد. براى اين كه برشما معلوم بشود كه چه جور سرعت و حركت و چه جور رانندگى به اين وضعيت منتهى مى‌شود. اين هم نوع ديگرى از درس است. اما درس از راه عبرت‌گيرى. «١»