عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧


رو، در فصل حاضرتنها به بررسى برخى از مهم‌ترين ريشه‌ها مى‌پردازيم و پاسخ پرسش دوم را در فصل آينده پى مى‌جوييم.
١- انحراف از دين‌
هرچند منافقان و ملحدان دنياپرست گاه با كودتا، دسيسه و ظاهر سازى زمام امور مردم را به دست مى‌گيرند، ولى در دراز مدّت نمى‌توانند در برابر نيازهاى فكرى و اجتماعى جامعه دينى پاسخگو باشند و خواسته‌هاى نفسانى آنان مانع دينداريشان مى‌شود از اين رو پس از مدتى به ناچار دست به تحريف در احكام و قوانين دينى مى‌زنند تا ناسازگارى آن‌ها را با اهداف پليد خود بپوشانند. چنين كارى در اديان پيش از اسلام نيز داراى پيشينه است و قرآن مجيد با نكوهش اين عمل نابخردانه و شيطانى، مسلمانان را از آن آگاه ساخته و آنان را از فرجام زشت و زيانبارش برحذر داشته است نمونه آشكار تحريف آيين آسمانى، در قوم يهود است كه قرآن درباره آنان مى‌فرمايد:
«وَقَدْ كانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَهُمْ يعْلَمُونَ» «١»
گروهى از آنان گفتار خداوند را مى‌شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‌كردند در حالى كه مى‌دانستند.
گر چه خداوند، قرآن مجيد را از تحريف لفظى محفوظ داشته است، ولى امكان تحريف معنوى متون مقدّس دينى- مانند تفسير به رأى، جعل حديث و بدعت- همواره هست. امام‌على عليه السلام با ژرف بينى ويژه خويش، از آينده تاريك پس از خود چنين خبر مى‌دهد:
«ايُّهَا النَّاسُ سَيَأْتى عَلَيْكُمْ زَمانٌ يُكْفَأُ فيهِ الْاسْلامُ كَما يُكْفَأُ الْاناءُ بِمافيهِ» «٢»
اى مردم! روزگارى بر شما خواهد آمد كه اسلام را از محتوايش خالى سازند؛ چنان كه ظرف واژگون و از محتوا تهى مى‌گردد.