عبرتهاى عاشورا
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
«وَ لا تَشْتَرُوا باياتى ثَمَناً قَليلًا وَ ايَّاىَ فَاتَّقُونِ» «١»
آيات مرا به بهاى اندك نفروشيد و از من بهراسيد.
قرآن همچنين، از كسانى چون بنى اسرائيل، بلعم بن باعورا و منافقان، سخن مىگويد و رفتار و ويژگىهاى زشت آنان را برمىشمارد تا مايه عبرت مؤمنان شود و مانند آنان، دين خويش را به دنيا نفروشند.
با اين همه، بسيارى از مسلمانان، به ويژه در زمان حادثه كربلا، به چنين ورطهاى لغزيدند و در حالى كه آخرت خويش را تباه ساختند، دنيايى نيز به چنگ نياوردند. امام حسين عليه السلام از اين حقيقت تلخ اين گونه ياد مىكند:
«انَّ النَّاسَ عَبيدُ الدُّنيا وَالدّينُ لَعِقٌ عَلى الْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ» «٢»
همانا مردم بندگان دنيايند و دين، لقلقه زبان آنان است و تا زمانى كه معاششان در رونق است، گرد دين مىگردند و آن گاه كه سختىها روى آورد، دينداران اندكند.
اين آزمايش و ابتلا در عاشورا به گونه آشكار و گويا، دينداران راستين را از بردگان شكم و شهوت، و خداپرستان را از دنيا پرستان جدا ساخت. پيش از آن كه عبيداللّه بن زياد به كوفه آيد، حدود هجده هزار تن با مسلم بن عقيل بيعت كردند. پس از روى كار آمدن عبيدالله مردم سست شدند و با باز شدن سركيسه درهم و دينار، جملگى دين را رها كردند و برده يزيد شدند.
در تاريخ آمده است، عبيدالله مردم را در مسجد كوفه گرد آورد و خطاب به آنان گفت: «مردم! شما دودمان ابوسفيان را آزمودهايد آنان را همان گونه كه دوست مىداريد، يافتهايد! اينك اميرمؤمنان يزيد، كه او را به حسن سيرت و احسان به رعيت مىشناسيد ...
بندگان را بزرگ مىدارد و جملگى را با ثروت بىكران بىنياز مىسازد و برحقوق شما صد دينار افزوده است و به من دستور داده كه به شما پرداخت كنم و در برابر شما به