عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦


رسيده بودند «١» و بدين سان، سهم مخرّب گرايش به دوران جاهلى در پديد آمدن واقعه عاشورا را آشكار ساخت.
٤- دنيا گرايى‌
روابط درست و سالم اقتصادى از پايه‌هاى حكومت اسلامى است و احكام و قوانين بسيارى را به خود اختصاص داده است؛ چنان كه در قرآن مجيد، زكات در بيست و هشت جا همراه با «نماز» آمده «٢» و خداوند بر اداى آن سفارش فرموده‌است. رسول گرامى‌اسلام صلى الله عليه و آله نيز همه احكام اقتصادى را به فراخور آن زمان، به دقت تشريح و اجرا كرد و چنان كه پيشتر گذشت، عدالت محور رفتار و كردار پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه هرگز از آن عدول نكرد.
چنين روشى بر رضايت عمومى مى‌افزايد و فساد و حيف و ميل بيت المال را از ميان مى‌برد و قوام جامعه را ضمانت مى‌كند و امنيت روانى و مالى را حاكم مى‌سازد. از سويى ديگر، حيف و ميل بيت المال و فساد مالى، ضمن اين كه زشت و به دور از خرد است و موجب خشم و غضب الهى مى‌گردد، بنياد حكومت را سست مى‌كند و موجب پديد آمدن حالت بى اعتمادى ميان مردم و حكومت مى‌شود و پيامدهايى بسيار زيانبار در پى دارد.
متأسفانه، اين بلاى خانمانسوز پس از ارتحال پيامبر صلى الله عليه و آله دامنگير جامعه اسلامى شد و به ويژه از زمان خليفه سوم، بر دستگاه خلافت سايه افكند و براى هميشه تداوم يافت.
ابوذر، صحابى خدا ترس و دلاور پيامبر صلى الله عليه و آله، نخستين كسى بود كه به ريخت و پاش‌هاى عثمان اعتراض كرد و به او گفت: من خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «چون شمار فرزندان ابوالعاص [بنى‌اميه‌] به سى نفر رَسَد ثروت خدا [اموال مسلمانان‌] را باد آورده مى‌پندارند و بندگان خدا را برده و دين خدا را بازيچه مى‌كنند.» «٣»