عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥


او اعتراض كرد و گفت: «اگر تو معاصر و مصاحب پيامبر بوده‌اى، ما هم بوده‌ايم. اين چه حديثى است كه نقل مى‌كنى؟! ديگر اين حديث را مخوان.» عباده گفت: «به كورى چشم معاويه، احاديث پيامبر را براى مردم بازخواهم گفت!» «١» آشكار است كه وقتى جامعه اسلامى از اسلام ناب روى برتابد و به دينى تحريف شده گردن نهد به چاهى خواهد افتاد كه نابكاران سياست‌باز ب
عبرت‌هاى عاشورا ٦٥ ٣ - باز گشت به جاهليت ..... ص : ٦٢
رايش كنده‌اند.
٢- جدايى از اهل بيت پيامبر (ص)
صرف نظر از موضوع امامت و جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله، كه حقّ اهل بيت معصوم آن حضرت است و مرجع دينى و منبع معارف اسلامى نيز تنها آن بزرگان پاك نهادند و مردم وظيفه دارند مسائل دينى خود را مستقيم يا غير مستقيم از آنان برگيرند و كسى ديگر را در اين باره شايسته ندانند؛ چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره مى‌فرمايد:
«انَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌ بابُها فَمَنْ ارادَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِها مِنْ بابِها» «٢»
من شهر دانشم و على عليه السلام دروازه آن است. هركس در پى حكمت است، بايد از درش وارد شود.
و شايد از وجوب مودّت اهل بيت عليهم السلام، كه در آيه ٢٣ سوره شورى‌ از آن سخن رفته است، همين باشد كه مردم در سايه دوستى اهل بيت عليهم السلام با آنان همراه باشند و از نزديك با انديشه و گفتارشان آشنا گردند و از خلق و خوى نيكويشان درس بگيرند و راه و رسم مسلمانى‌را بياموزند. اين موضوع، مورد اتفاق همه مسلمانان است كه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله، از ديگران، نسبت به معارف ژرف و احكام گسترده اسلام آگاه‌ترند و با ديگران مقايسه‌پذير نيستند. خطبه‌ها، نامه‌ها، كلمات قصار، پاسخ به پرسشهاى گوناگون و بحث و مناظره‌هاى نغز و حكيمانه آن بزرگان، كه كتاب‌هاى روايى، تفسيرى، علمى و تاريخى را پر كرده‌است، گواهى بر اين مدّعاست.