عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩


كنار فرعون و نمرود جاى گرفت. ابوالفرج اصفهانى در اين باره مى‌نويسد:
معاويه، در نهان، جاسوسى نزد جعده، دختر اشعث بن قيس فرستاد كه همسر امام حسن عليه السلام بود از او خواست كه آن امام معصوم را مسموم كند و در برابر صد هزار درهم دريافت كند و سپس به همسرى يزيد بن معاويه درآيد. جعده چنين كرد و فرزند پيامبر را مسموم ساخت. معاويه مبلغ ياد شده را برايش فرستاد، ولى او را به همسرى يزيد در نياورد. «١»
اين جنايت‌ها در حالى صورت مى‌گرفت كه خلفا، مى‌بايد از جان و مال و ناموس مردم پاسدارى كنند. معاويه در پيمان صلحش با امام حسن (ع)، عهد بست كه جان امام‌حسن و امام‌حسين عليهما السلام و دوستان و شيعيان على عليه السلام در امان باشد و زحمتى برايشان پديد نياورد و از آن امام به بدى ياد نكند، ولى او به هيچ يك از بندهاى پيمان صلح عمل نكرد و به صراحت اعلام كرد: «من همه مواد اين پيمان نامه را زير پاگذاشتم.» «٢»
كشتارهاى معاويه، زمينه‌اى مساعد براى فاجعه كربلا فراهم آورد و از يك سو مردم به اين گونه جنايت‌هاى امويان خو گرفتند و زندان، شكنجه، تبعيد و خون‌ريزى در نظر آنان زشتى خويش را از دست داد. و از سويى ديگر، دستگاه اموى نيز خود را قدرت يگانه و مالك مردم و جهان اسلام پنداشت و بدين باور رسيد كه هيچ فرد و گروهى توان اعتراض و انتقاد از آن را ندارد و سزاى مخالفان مرگ است.
اين مقدّمه‌ها به امويان جرأتى بخشيد تا با تمام توان و بدون واهمه به قتل و غارت و نابودى اهل بيت پيامبر (ص) همت ورزند و حادثه شوم كربلارا بيافرينند و حتى پيروزى خود را در كوفه و شام جشن بگيرند و بازماندگان شهيدان را به اسيرى در شهرها بگردانند و در معرض ديد مردم قرار دهند.