عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢


روزى در محضر رسول اكرم صلى الله عليه و آله بودم. آن حضرت، حسين عليه السلام را بر زانوى خود نشانده بود و فرمود: «اين فرزند من در جايى از سرزمين عراق كشته مى‌شود. هر كس او را [در آن ايام‌] مشاهده كند، بايد به يارى‌اش بشتابد.»
انس با چنين شناختى با اباعبدالله عليه السلام همراه شد و او را يارى كرد تا به شهادت رسيد. «١»
حبيب بن مظاهر نيز از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله است. او در سه جنگ صفين، جمل و نهروان، در ركاب اميرمؤمنان عليه السلام با دشمنانش جنگيد و از خواص آن حضرت و خازن علوم سرّى ايشان بود. حبيب بن مظاهر بسيار كوشيد تا براى يارى امام، سپاه گرد آورد و در كوفه به يارى مسلم بن عقيل شتافت و از دست‌اندركاران بيعت مردم با مسلم بود.
بصيرت ژرف او را در رجزى كه مى‌خواند به خوبى مى‌توان باز يافت:
انْتُمْ اعَدُّ عُدَّةً وَ اكْثَرُ وَنَحْنُ اوْفى مِنْكُمُ وَ اصْبَرُ
وَ نَحْنُ اعْلى‌ حُجَّةً وَ اظْهَرُ حَقّاً وَ اتْقى مِنْكُمُ وَ اعْذَرُ
يعنى: شما [يزيديان‌] وسايل و افراد بيشتر داريد، ولى ما با وفاتر و صبورتر از شماييم و ما از حجّتى استوار برخورداريم و با تقواتر و محقتر از شماييم.
او در هنگام نبرد نيز بسيار خوش درخشيد و تلفاتى فراوان بر دشمن وارد ساخت.
شهادت اين سردار سلحشور و صحابى عارف، براى جبهه حق بسيار ناگوار بود؛ چنان كه امام از اين رويداد به خدا پناه برد و فرمود: «خود و اصحاب با وفايم را به حساب خدا گذاشته‌ام.» «٢»
قيس بن مسهّر صيداوى در ميان راه مكه و كوفه، از سوى امام حسين عليه السلام مأموريت يافت كه نامه‌اى به مسلم بن عقيل و شيعيان كوفه برساند. قيس در نزديكى كوفه در كمين مأموران كوفه افتاد و پيش از اسارت، نامه امام را نابود كرد تا به دست دشمنانش نيفتد.