عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥


رفت. «١» قرآن مجيد چكيده داستان او را براى عبرت آموزى يادآور مى‌شود و به پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:
«وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذى اتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنهافَاتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مَنَ الْغاوينَ*
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ اخْلَدَ الَى الْارْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ اوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ‌ذلِكَ مَثَلُ الْقَومِ الَّذينَ كَذَّبُوا باياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» «٢»
و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم، براى آنان بخوان كه از آن بى‌بهره گشت. آن گاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد. و اگر مى‌خواستيم ارج او را به وسيله آن [آيات‌] بالا مى‌برديم، ولى او به زمين [: دنيا] گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد. از اين رو، داستانش چون داستان سگ [هار] است، [كه‌] اگر بر آن حمله‌ور شوى، زبان از كام برآوَرَد، و اگر رهايش كنى [بازهم‌] زبان از كام برآوَرَد. اين مَثَلِ گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند. پس، اين داستان را [براى آنان‌] حكايت كن، شايد كه بينديشند.
داستان سامرى‌
سامرى نيز داستانى چون بلعم باعورا دارد. او از پيشتازان قوم بنى اسرائيل واز بهترين ياران حضرت موسى عليه السلام بود و روزى كه فرعون آنان را تعقيب مى‌كرد، پيشاپيش موسويان جاى داشت و جبرئيل را ديد كه بر مركبى آسمانى سوار است و دريا را براى نجات مؤمنان مى‌شكافد. سامرى قدرى خاك از زير پاى آن مركب برگرفت و به عنوان تبرّك نزد خويش نگاه داشت. مدّت‌ها از اين ماجرا گذشت تا اين كه حضرت موسى‌به‌