عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢


عاشورا» است. هر كس درد دين دارد و عاشق خدا و معنويت است، خود را موظف مى‌داند از انقلاب اسلامى دفاع كند و آرمان‌هايش را پاس دارد. يكى از بهترين راه‌هاى پاسدارى از انقلاب، عبرت‌گيرى از رويداد عاشوراست. رهبر انديشمند انقلاب اسلامى، حضرت آيت اللّه خامنه‌اى در اين باره مى‌فرمايد:
بحث عبرت‌هاى عاشورا مخصوص زمانى است كه اسلام حاكميت داشته باشد.
حداقل اين است كه بگوييم، عمده اين بحث مخصوص اين زمان است؛ يعنى زمان ما و كشور ما، كه عبرت بگيريم ... اين ملت تا امروز هم، كه تقريباً بيست سال از انقلابش گذشته است، و قرص و محكم در اين راه ايستاده و رفته است. اما اگر دقت نكنيد، اگر مواظب نباشيم، اگر خودمان را آنچنان كه بايد و شايد در اين راه نگه نداريم، ممكن است آن سرنوشت پيش بيايد. عبرت عاشورا اين جاست. «١»
گونه‌هاى عبرت در عاشورا
عبرت‌هاى عاشورا را مى‌توان بر سه گونه فكرى، سياسى و اخلاقى تقسيم كرد. در زير كوشيده‌ايم به اختصار، اين گونه‌ها را توضيح دهيم.
الف- عبرت‌هاى فكرى‌
تضادّ ميان انسان‌ها از انديشه سرچشمه مى‌گيرد و فكر و انديشه است كه گاه جنگ‌ها برمى انگيزد در رويداد عاشورا نيز جنگ انديشه‌ها از سال‌ها پيش آغاز شده بود. ريشه اين جنگ، در «تفكّر رحمانى» اهل بيت پيامبر عليه السلام و «تفكّر شيطانى» بنى اميه بود؛ چنان كه امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد:
«انَّا وَ الُ ابى سُفْيانَ اهْلُ‌بَيْتَيْنِ تَعادَيْنا فِى‌اللَّهِ؛ قُلْنا: «صَدَقَ‌اللَّهُ» وَ قالُوا كَذِبَ اللَّهُ» «٢»