عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨


«اللَّهُمَّ انَّكَ تَعْلَمُ مَا الْكِتابَ يُريدُونَ، فَاحْكُمْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ» «١»
خدايا تو به خوبى مى‌دانى كه اينان قرآن را نمى‌خواهند. پس، ميان ما و آنان داورى كن!
در واقعه كربلا نيز خواص اهل باطل، با فريبكارى و نيرنگ، جنايت كارترين و فاسق‌ترين فرد امّت را به عنوان امام و پيشواى اسلام معرفى كردند و عوام را به پيروى بى چون و چرا از او فراخواندند و حتى امام حسين عليه السلام را ضد دين معرفى كردند. عمرو بن حجاج يكى از اينان است. او در روز عاشورا فرياد برآورد: «اى كوفيان! به اطاعت از رهبر و اجتماع خويش پايبند باشيد و در كشتن كسى كه از دين خارج شده و به مخالفت با امام [يزيد] برخاسته‌است، ترديد نكنيد!» امام حسين عليه السلام با شنيدن اين سخنان كفرآميز، فرمود:
اى عمرو بن حجاج! آيا مردم را بر من مى‌شورانى؟! آيا ما از دين خارج شده‌ايم و شما در دين استواريد؟ به خدا سوگند، وقتى مرگتان فرارسد و با چنين اعمال ننگينى بميريد، مى‌فهميد چه كسى از دين خارج شده و چه كسى سزاوار دوزخ است! «٢»
عمر بن سعد- فرمانده كوفيان- نيز چنين نيرنگى به كار برد. او در روز عاشورا پس از
نماز عصر، فرمان حمله را با اين جمله صادر كرد: «يا خَيْلَ اللَّهِ رْكَبى وَ ابْشِرى‌» «٣»
يعنى: اى سپاهيان خدا، سوار شويد [و حمله كنيد] و شاد باشيد كه پيروزيد! و امام حسين عليه السلام از نيرنگ و دين فروشى آنان پرده برمى دارد و مى‌فرمايد:
«فَسُحْقاً لَكُمْ يا عَبيدَ الْامَّةِ وَ شِرارَ الْاحْزابِ وَ نَبَذَةَ الْكِتابِ وَ مُحَرِّفِى الْكَلِمِ وَعُصْبَةَ الْاثامِ وَ نَفَثَةَ الشَّيْطانِ وَ مُطْفِى‌ءَ السُّنَنِ، اهؤُلاءِ تَعْضُدُونَ وَ عَنَّا تَتَخاذَلُونَ» «٤»
نفرين بر شما اى بردگان و بدترين گروه و پشت كنندگان به قرآن و تحريف كنندگان سخنان و پشتيبانان گناهان و افسون شدگان شيطان و خاموش كنندگان سنّت‌ها! آيا