عبرتهاى عاشورا
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
جنايات بى شمار حزب شيطان اموى را خواص اهل باطل بر عهده داشتهاند و آنان با حمايتهاى بىدريغ و همه جانبه خود، سردمداران كفر و نفاق را در كسب قدرت و انجام جنايت يارى مىكردهاند تا خود نيز از سفرههاى رنگينى كه از پايمال شدن حق خدا و مردم در كاخهاى ستم گسترده مىشود، بهرهاى گيرند.
نشانههاى خواص اهل باطل
در تاريخ اسلام، همواره سردمداران حزب شيطان و پيروانشان از پوشش اسلام سود جسته و با ظاهرى آراسته به ايمان، مردم را فريفته و كفر و باطل گرايى خويش را منافقانه پنهان كردهاند و از اين رهگذر، بهتر به مقاصد شوم و شيطانى خود دست يافتهاند. امويان نيز با داعيه خلافت رسول الله به ميدان آمدند و از اسلام، عليه اسلام سود جستند، ولى از انديشه، كردار و گفتارشان، كفر و نفاق نمايان بود و با معيارهاى اسلامى، به آسانى
مىشد به اغراض ياوه آنان پى برد. گرچه بر شمردن همه نشانههاى آنان در حد گنجايش اين كتاب نيست، برخى از آنها را به اختصار باز مىگوييم:
١- حق ستيزى:
ماهيت خواص اهل باطل بر «حق ستيزى» پى ريزى شده و هر گامى كه برمىدارند و هر نفسى كه مىكشند، در مسير تضعيف حق و تقويت باطل است.
قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ» «١»
كافران همواره با ياوه مجادله مىكنند تا بدان وسيله، حق را از ميان ببرند.
خواص بنى اميه، همانند رهبرانشان، به نيكى مىدانستند كه در نزاع ميان آنان و اهل بيت پيامبر عليهم السلام، حق با طرف مقابل است و امويان در پى رياستطلبى و دنياپرستى در برابر رهبران راستين امّت اسلامى ايستادهاند. با اين حال، از روى آگاهى در جنگ حق و باطل، به سوى باطل گراييدند.
وقتى معاويه، عمرو عاص را به همكارى خويش و جنگ با امام على عليه السلام خواند،