عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨


وَ قَصْرٍ مَشيدٍ» «١»
چه بسيار شهرها- كه ستمكار بودند- هلاكشان كرديم و [اينك‌] آن [شهرها] سقفهايشان فرو ريخته است، و [چه بسيار] چاه‌هاى متروك و كوشك‌هاى افراشته را.
٣- پاى فشارى بر گناهان جنسى: هر چند هر گناهى از آن رو كه نافرمانى خداست، گناهى بزرگ است، ولى پاى فشارى بر برخى گناهان چنان بر آدمى و زندگانى اجتماعى او تأثيرى زيانبار مى‌نهد كه عذاب و كيفر الهى را در پى مى‌آورد. «٢» و گناهان جنسى از اين گونه گناهانند.
٤- نافرمانى و سركشى: آسمانها و زمين و آنچه در آن‌هاست، آفريده و فرمانبردار ذات مقدس الهى است و كارگاه تكوين، كار فرمايى جز خدا ندارد. كتاب تشريع نيز با كتاب تكوين هماهنگ است و حكمت و علم خداوند، مقررات تكوين را در آن كتاب رقم زده است كه اگراجرا شود صلاح و مصلحت درپى مى‌آورد و گرنه مرگ جامعه انسانى و بد فرجامى‌اش حتمى است. دريدن حرمت قانون، تجاوز به حدود الهى و حقوق مردم، انسان بودن و ادّعاى خدايى كردن و در يك كلمه نافرمانى و سركشى، كردارى زشت است كه بنا بر سنّت الهى شايسته كيفراست. خداوند در اين باره مى‌فرمايد:
«الَّذينَ طَغَوْا فِى الْبِلادِ فَاكْثَرُوا فيهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ» «٣»
همانان كه در شهرها سر به طغيان برداشتند، و در آن‌ها بسيار تبهكارى كردند، [تا آن كه‌] پروردگارت بر سر آنان تازيانه عذاب را فرونواخت.
و در باره فرجام سياه ثموديان سركش مى‌فرمايد:
«فَامَّا ثَمُودُ فَاهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ» «٤»