عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩


شكمهايتان از حرام پرشده و بر دل‌هايتان مهر خورده است. واى بر شما چرا ساكت نمى‌شويد؟ چرا نمى‌شنويد؟!
گرد آوردن مال و ثروت از راه نامشروع و حرامخوارى، بر عقايد، اخلاق و اعمال آدمى تأثيرى بسيار زيانبار دارد و راه سعادت و خير و فلاح را بر او مى‌بندد و چنان او را سرگرم دنيا و سرسپرده شيطان مى‌كند كه حتى حاضر نمى‌شود به سخنان عبد صالح و حجّت خدا گوش فرادهد و در برابر از ناپاكانى چون يزيد، عبيدالله و عمر سعد، بدون چون و چرا فرمان مى‌بَرَد.
چنان كه گذشت حيف و ميل بيت المال از زمان عثمان به بعد در دستگاه خلافت رواجى بسيار يافت و خلفا از اين رهگذر فرياد اعتراض بسيارى افراد را خاموش ساختند و افرادى بسيار را با خود همراه كردند و يزيد نيز با اسراف و تبذير و دست بردن در بيت المال، حكومت خويش را سامان مى‌داد و حاتم بخشى‌هايش در منابع تاريخى بسيار مشهور است. «١»
آنان كه به دستور يزيد به جنگ امام حسين عليه السلام برخاستند، همگى به حرامخوارى آلوده بودند و اين خصلت شيطانى بسان سرطان، چشم و دل و انديشه آنان را در هم نورديده و نقش حقيقت و صداقت را از ذهنشان زدوده بود. نقل است كه چهار نفر از خواص جبهه حق در نزديكى كوفه به امام پيوستند. امام اخبار كوفه را از آنان پرسيد. در پاسخ گفتند: رؤساى قبايل و سرشناسان شهر، رشوه‌هايى كلان گرفته‌اند و به سختى از بنى اميه حمايت مى‌كنند و اميد نمى‌رود مددى به شما رسانند. امّا مردم، گرچه در دل به شما علاقه مندند، به روز حادثه بر شما شمشير خواهند كشيد. «٢»
٣- ناسزاگويى و بى حرمتى:
در آيين پاك اسلام، جان و مال و ناموس و آبروى مؤمن از حرمتى ويژه بر خوردار است و هيچ كس در هيچ شرايطى حق ندارد بدو بى‌حرمتى كند.