عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١


مى‌فرمايد:
«كُنْتُمْ خَيْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» «١»
شمابهترين امّتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‌ايد: به كار پسنديده فرمان مى‌دهيد و از كار ناپسند بازمى داريد.
اميرمؤمنان عليه السلام نيز درباره اهميت اين فريضه مى‌فرمايد:
«غايَةُ الدينِ الْامْرُ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْىُ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اقامَةُ الْحُدُودِ» «٢»
نهايت دين، امر به معروف و نهى از منكر و اجراى حدود الهى است.
با اين حال، امّت اسلامى پس از ارتحال پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله از اين اصل حياتى روى برتافت و نسبت به منكراتى كه در جامعه رخ مى‌داد، بى تفاوتى نشان داد؛ در برابر فساد و فحشا نايستاد، خاندان پاك پيامبر را يارى نكرد و بدين سان، گرفتار سرنوشتى شد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله پيش بينى كرده‌بود:
«اذا لَمْ يَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَ لَمْ يَنْهَوْا عَنْ مُنْكَرٍ وَ لَمْ يَتَّبِعُوا الْاخْيارَ مِنْ اهْلِ بَيْتى، سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ شِرارَهُمْ» «٣»
وقتى مردم امر به معروف و نهى از منكر را به كنار نهند و از خوبان اهل بيت من فرمان نبرند، خداوند شرورانشان را بر آنان مسلّط خواهد كرد.
حاكمان بنى اميه بر اثر بى تفاوتى مردم، سرنوشت كشور اسلامى را دركف گرفتند و به دلخواه خود، در دين و ثروت و جان مردم دست بردند، و آن گاه كه تصميم گرفتند با خليفه راستين پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بجنگند، نه تنها مردم با آنان مخالفت نكردند، بلكه به يارى نيز شتافتند و امام حسين عليه السلام را كه براى نهى از منكر برخاسته بود، با بدترين وضع به قتل رساندند.
٦- جاه‌طلبى:
اگر بگوييم مهمترين عاملى كه درطول تاريخ سبب گمراهى و انحراف‌