عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦


قَتَلُوهُ بَغياً وَ ظُلْماً وَ عُدْواناً» «١»
هيچ روزى به سختى روز [عاشوراى‌] حسين عليه السلام نيست. سى هزار نفر به سويش يورش بردند و همه خود را مسلمان مى‌پنداشتند و به گمان خود با كشتن او به خدا تقرب مى‌جستند و در حالى كه خدا را به يادشان مى‌آورد، آنان پند نگرفتند تا او را از روى جور و كينه و ستم كشتند.
٦- كشتار بى گناهان‌
قرآن مجيد ارزشى بسيار بر جان آدمى مى‌نهد و مى‌فرمايد:
«وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها» «٢»
هركس مؤمنى را به عمد بكشد، جزايش دوزخ است كه در آن هميشه خواهد ماند.
قرآن، در آيه‌اى ديگر، حتى جان يك نفر را با جان همه مردم برابر دانسته است. «٣» ولى خلفاى ناحق، به ويژه امويان، چون به قدرت رسيدند، بندگان خدا را حيوانى مى‌پنداشتند كه بايد رام شوند و براى رام ساختن آنان به هرگونه جنايتى دست مى‌آلودند. شمار آنان كه ميان سالهاى چهل و شصت قمرى به دست آنان كشته شدند، چنان بسيار است كه پرداختن بدان كتابى مستقل مى‌طلبد. در زير كوشيده‌ايم به اختصار، بخشى از اين جنايت بى سابقه را بازنماييم و اندكى پرده از حقيقت برداريم:
* معاويه پس از ماجراى حكميت، بسر بن ارطاة، مردى عامرى و ضحّاك بن قيس را با انبوهى از سپاهيان به شهرها فرستاد و به آنان دستور داد شيعيان على عليه السلام را هر جا مى‌يابند، بكشند و حتى به زنان و كودكان نيز رحم نكنند. آنان به دستور معاويه عمل كردند، افرادى فراوان راكشتند، خانه‌ها را ويران و كارگزاران امام را اعدام كردند و حتى‌