عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣


رجب ماهى بزرگ است كه خداوند، حسنات را چندين برابر مى‌كند. هر كس يك روز از رجب را روزه بگيرد، گويا يك سال روزه گرفته است.
ولى خليفه دوم مردم را وامى داشت كه روزه رجب را افطار كنند و مى‌گفت: «رجب! چه رجبى؟! ماه رجب را در جاهليت بزرگ مى‌داشتند، اسلام اين سنّت را به كنار نهاده است.» «١»
* خليفه دوم با نقل احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله، كه در بردارنده نيمى از معارف و احكام دينى و تفسير قرآن مجيد بود، به شدّت مخالفت مى‌كرد و اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله را از آن باز مى‌داشت. حتى ابن مسعود، ابودردا و ابوذر را به دليل نقل حديث نبوى به زندان افكند و آنان تا وقتى عمر كشته شد، در زندان بودند. «٢»
* حكم بن ابى عاص- عموى عثمان- پيش از اسلام، همسايه پيامبر صلى الله عليه و آله بود و پس از بعثت به پيامبر صلى الله عليه و آله آزار فراوان رساند. او پس از فتح مكه، به ظاهر، اسلام آورد، ولى پشت سر پيامبر صلى الله عليه و آله راه مى‌افتاد و با تقليد حركات پيامبر صلى الله عليه و آله، آن حضرت را تمسخر مى‌كرد، و بى‌ادبى‌هايى ديگر نيز از او سرزد. رسول خدا صلى الله عليه و آله او را لعنت و از مدينه اخراج كرد و فرمود: «او و فرزندانش نبايد در مدينه زندگى كنند.»
چون عثمان به خلافت رسيد، دستور پيامبر را زير پا نهاد و خانواده ملعون حكم را به مدينه باز گرداند و حتى وقتى او از دنيا رفت، سايه‌بانى بر قبرش نصب كرد. «٣» عثمان، در برابر صالحان و قاريان قرآن- همچون مالك اشتر، صعصعة بن صوحان و برادرش زيد، حرقوص بن زهير و جندب بن زهير- را به جرم تفسير و قرائت قرآن، حق‌گويى، امر به معروف و نهى از منكر از كوفه به شام تبعيد كرد؛ «٤» همچنان كه ابوذر صحابى ارجمند پيامبر صلى الله عليه و آله رابه شام و سپس به ربذه تبعيد كرد. او چنان گستاخ بود كه حتى گاه توسط ابن عباس به اميرمؤمنان عليه السلام توصيه مى‌كرد كه از مدينه خارج شود و در مزرعه ينبع، بيرون از