عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٩


* رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى اقامه نماز جمعه به مسجد مى‌رفت، بلال اذان مى‌گفت و پس از خطبه‌ها پيامبر اقامه مى‌گفت و به نماز مى‌ايستاد، ولى عثمان در سال هفتم هجرى دستور داد دو بار اذان بگويند و مردم بر اين كار او خرده گرفتند و آن را بدعت ناميدند. «١»
* از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله تا زمان حكومت معاويه كسى براى نماز عيد اذان و اقامه نمى‌گفت، ولى معاويه بدعتى آفريد و براى نماز عيد اذان گفت. «٢»
* روزى معاويه پيش از رفتن به جنگ صفّين، نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كرد. علّامه امينى پس از نقل اين بدعت مى‌نويسد: «فرزند هند جگر خوار تصميم داشت هيچ يك از سنّت‌هاى پيامبر را برجاى نگذارد مگر اين كه به آن آسيبى برساند و آن را به بازى گيرد. از اين رو دين خدا را دستخوش تحريف مى‌كرد.» «٣»
* سركشى بنى‌اميه پس از در دست گرفتن قدرت به جايى رسيد كه حتى در خطبه‌هاى نماز جمعه و عيد به برترين شخصيت عالم امكان، پس از پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى حضرت على بن ابى طالب عليه السلام بد مى‌گفتند. پيش از آن، مردم از پيامبر شنيده بودند كه:
«هركس به على ناسزا گويد مرا ناسزا گفته است و هركس مراناسزا گويد، خدا را ناسزا گفته است.» از اين رو، ناسزاگويى بنى‌اميه را خوش نمى‌دانستند، ولى مجبور بودند خطبه‌هاى نماز جمعه را گوش دهند. امّا در روز عيد كه خطبه‌هايش پس از نماز است، متفرّق مى‌شدند تا به ناسزاگويى امويان گوش ندهند. معاويه و به پيروى از او، ديگر امويان براى اين كه مردم متفرّق نشوند و به خطبه‌هاى نماز عيد گوش فرادهند، دست به بدعتى ديگر زدند و خطبه‌هاى نماز عيد را نيز مانند نماز جمعه، پيش از نماز جاى دادند. «٤»
* در كتابهاى اهل سنّت آمده است كه معاويه نخستين كسى بود كه برخى از