عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠


تاريخ گذشتگان تأكيد دارد.
اگر جامعه‌اى چشم بصيرت خود را بگشايد و از چنين گنجينه ارزشمندى سود جويد، دريچه سعادت ابدى را به روى خود گشوده است و اگر چشم خود را بر واقعيت‌هاى تاريخى بربندد و از سرگذشت پيشينيان عبرت نياموزد و از شكست‌هاى گذشتگان پند نگيرد به سرنوشت آنان دچار خواهد شد و پس از چندى خود مايه عبرت خواهد گشت. اميرمؤمنان عليه السلام در اين باره هشدار مى‌دهد:
«... واعْتَبِرُوا بِمَنْ اضاعَها وَ لايَعْتَبِرَنَّ بِكُمْ مَنْ اطاعَها» «١»
و از سرنوشت آنان كه از تقوا روى بر تافتند، عبرت گيريد، و مبادا آنان كه بدان روى آورده‌اند، از سرنوشت شما عبرت گيرند.
بنا بر آنچه گذشت، به واقعه عاشورا از دو جنبه مى‌توان نگريست:
١- جنبه درس‌آموزى آن- كه رفتار و گفتار و پيام‌هاى شور آفرين امام حسين عليه السلام و ياران اوست. اين جنبه شايسته آن است كه همواره ميان مسلمانان باز گو شود، ارزيابى گردد و الگوى خداجويان قرار گيرد تا زندگى و جامعه‌اى عاشورايى داشته باشند. طرّاح عاشورا حضرت امام حسين عليه السلام اين جنبه عاشورا را به خوبى ترسيم كرده و فرموده است:
«لَكُمْ فِىَّ اسْوَةٌ» «٢»
من نمونه آرمانى شمايم.
پس از حادثه عاشورا، اهل بيت عليهم السلام، شيعيان و فرهيختگان بدين جنبه به دقّت عنايت ورزيدند و بدين سان، ياد كرد عاشورا در قالب مجالس عزادارى، زيارت و باز گفتن تاريخ آن حماسه بزرگ، جاى خود را در جامعه اسلامى باز كرد و نهضت‌هاى خونين شيعه يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست و شيعيان با اسوه‌گيرى از سيدالشهدا و شهداى كربلا، سدّى پولادين در برابر خلفا و ستم آنان پديد آوردند و خط اسلام اصيل را با خون خود ترسيم كردند.