عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩


ثموديان به [سزاى‌] سركشى [خود] به هلاكت رسيدند.
٥- بى تفاوتى:
انسان افزون بر زندگانى فردى، داراى زندگانى اجتماعى نيز هست و سرنوشت هركس با جامعه‌اى كه در آن زندگى مى‌كند، گره خورده است و در حيات و مرگ، شادابى و پژمردگى، آزادى و اسارت، فقر و غناى جامعه خويش شريك است و كسى حق آن ندارد خود را تافته جدا بافته فرض كند و نسبت به آنچه در جامعه رخ مى‌دهد بى‌تفاوت باشد. مسؤوليت اجتماعى در اديان الهى، شكلى جدّى‌تر دارد و تديّن، گونه‌اى تعهد اجتماعى نيز هست به گونه‌اى كه سر باز زدن از آن، كيفر الهى را در پى دارد:
لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَنى اسْرائيلَ عَلى لِسانِ داوُودَ وَ عيسَى بْنَ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ كانُوا لايَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ» «١»
از ميان فرزندان اسرائيل، آنان كه كفر ورزيدند، به زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن شدند. اين [كيفر] از آن رو بود كه عصيان مى‌ورزيدند و [از فرمان خدا] سر باز مى‌زدند، [و] از كار زشتى كه به انجام مى‌رسانيدند، يكديگر را باز نمى‌داشتند.
راستى، چه بد بود آنچه مى‌كردند.
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مى‌فرمايد:
آنان كه گرفتار لعن و نفرين شدند، در كردار زشت و مجالس گناهكاران شركت نمى‌كردند، بلكه هر گاه با آنان روبه‌رو مى‌شدند، به رويشان مى‌خنديدند و با آنان انس داشتند. «٢»
عاشورا در ديده عبرت‌
چنان كه گذشت بخش مهمّى از آيات قرآن و شمار بسيارى از روايات معصومين‌به موضوع عبرت و عبرت‌آموزى پرداخته‌اند و عقل سليم نيز برضرورت عبرت‌آموختن از