عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥


بيچاره آدمى زاد! روزانه سه مصيبت گريبانش را مى‌گيرد، ولى او از آنها عبرت نمى‌آموزد، در حالى كه اگر عبرت بياموزد، مصيبت‌ها و امور دنيوى برايش آسان مى‌شود. مصيبت نخست آن كه هر روز يك روز از عمرش كم مى‌شود و در حالى كه آنچه مى‌گذرد ديگر باز نمى‌گردد، او غصه نمى‌خورد، ولى اگر در ثروتش كاستى رخ دهد، غمگين مى‌شود بااين كه مال دنيا بازگشتنى است. مصيبت دوم آن كه روزى‌اش را به چنگ مى‌آورد، در حالى كه اگر حلال باشد بايد حساب پس دهد و اگر حرام باشد، بايد كيفر بيند. مصيبت سوم كه بزرگتر است اين كه هر روزى را كه شام مى‌كند، گامى به سراى آخرت نزديكتر مى‌شود، در حالى كه نمى‌داند فرجامش بهشت است يا دوزخ. «١»
تاريخ آئينه عبرت‌
اين كه از ديرباز گفته‌اند: «گذشته، چراغ راه آينده است.» سخنى حكيمانه است و بايد همواره در پيش چشمانمان باشد و با مطالعه و دقت در تاريخ گذشتگان، راه درست را در زندگى‌خود باز شناسيم، ازتجربه‌هاى آنان پند گيريم و از فراز و نشيب زندگى‌شان عبرت آموزيم؛ چنان كه امام على عليه السلام دراين باره مى‌فرمايد:
«وَ اعْتَبِرُوا بِما قَدْ رَأَيْتُمْ مِنْ مَصارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَكُمْ؛ قَدْ تَزايَلَتْ اوْصالُهُمْ وَ زالَتْ ابْصارُهُمْ وَ اسْماعُهُمْ وَذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعيمُهُمْ فَبَدَّلُوا بِقُرْبِ الْاوْلادِ فَقْدَها وَ بِصُحْبَةِ الْازْواجِ مُفارَقَتَها، لايَتَفاخَرُونَ وَ لايَتَناسَلُونَ وَ لايَتَزاوَرُونَ وَ لايَتَجاوَرُونَ ...» «٢»
از ديدن نابودى جوامع پيش از خود عبرت گيريد كه چگونه بند بندشان از هم گسست، چشم و گوششان نابود گشت، شرف و عزّتشان بر باد رفت، شادى و نعمت هايشان پايان يافت، همنشينى با فرزندانشان به دورى و همدلى با همسرانشان به‌