عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١


ولى حرمتش را در ميان بندگانش نگاه نمى‌داريد. از اين كه در منازل گذشتگان، اسكان يافته‌ايد و از نزديكترين برادران خويش جداگشته‌ايد، عبرت بگيريد!
همان حضرت عليه السلام در نامه‌اى به امام حسن مجتبى عليه السلام چنين مى‌نويسد:
«اعْرِضْ عَلَيْهِ اخْبارَ الماضينَ وَ ذَكِّرْهُ بِما اصابَ مَنْ كانَ قَبْلَكَ مِنَ الْاوَّلينَ وَ سِرْ فى دِيارِهِمْ وَ اعْتَبِرْ آثارَهُمْ وَ انْظُرْ مافَعَلُوا وَ ايْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا وَعَمَّنِ انْتَقَلُوا فَانَّكَ تَجِدُهُمْ قَدِ انْتَقَلُوا عَنِ الْاحِبَّةِ وَ حَلُّوا دارَ الْغُرْبَةِ وَ كَانَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ صِرْتَ كَاحَدِهِمْ» «١»
بر دل خويش، اخبار گذشتگان را عرضه كن و گرفتارى پيشينيان خود را به يادش آور و در شهر و ديار آنان گردش كن و از آثارشان، عبرت گير و ببين كه چه كرده‌اند و كجا رفته‌اند و از چه كسانى بريده‌اند؟! آن گاه به خوبى مى‌يابى كه آنان از دوستانشان بريده‌اند و در ديار غربت جاى گرفته‌اند و تو نيز گويا در اندك زمانى ديگر، در زمره آنان درمى‌آيى.
همچنين، در نامه‌اى به حارث همدانى مى‌نويسد:
«وَ اعْتَبِرْ بِما مَضى‌ مِنَ الدُّنْيا ما بَقِىَ مِنْها، فَانَّ بَعْضَها يُشْبِهُ بَعْضاًوَ آخِرَها لاحِقٌ بِاوَّلِها وَ كُلُّها حائِلٌ مُفارِقٌ» «٢»
از گذشته دنيا براى آينده عبرت برگير؛ چرا كه پاره‌اى از آن با پاره ديگر هماننداست و انجامش به آغازش مى‌پيوندد و همه آن، دگر گونه و جدايى طلب است.
٢- نقل داستانهاى عبرت‌آميز
از سويى ديگر، خاندان عصمت عليهم السلام، داستان‌هايى عبرت‌انگيز نقل مى‌كرده‌اند و هنرمندانه و مشفقانه مخاطبان خويش را از لابه‌لاى تاريخ عبور مى‌داده‌اند تا با مشاهده فرجام سياه تبهكاران، عبرت آموزند و گرد تبهكارى و گناهكارى نروند. اينك، به چند نمونه از اين شيوه مى‌نگريم: