عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨


زير باشند، در ميان عبرت‌آموزان جاى مى‌گيرند:
١- ايمان: كافران و بى‌ايمانان چونان كه رابطه خود با خدا را قطع يا تيره مى‌سازند، با پديده‌هاى هستى نيزداراى رابطه‌اى درست نيستند و از آن‌ها تنها در راه اهداف مادّى و دنيوى خويش بهره مى‌برند و در حقيقت به تباه ساختن طبيعت و منابع آن مى‌پردازند:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَيُشْهِدُ اللَّهَ‌عَلى ما فى قِلْبِهِ وَهُوَ الَدُّ الْخِصامِ‌وَ اذا تَوَلّى‌ سَعى‌ فِى الْارْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَيُهْلِكُ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لايُحِبُّ الْفَسادَ» «١»
گفتار برخى مردم درباره زندگى دنيا تو را به شگفتى مى‌آورد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‌گيرد؛ در حالى كه او سرسخت‌ترين دشمنان است. و چون باز مى‌گردد (يارياستى يابد) تلاش مى‌كند كه در زمين فساد كند وكِشت و نسل را نابود سازد و [حال آن كه‌] خداوند فساد را دوست ندارد.
پيداست كه چنين كسانى هرگز به پديده‌هاى جهان با ديده عبرت و پند آموزى نمى‌نگرند؛ ولى مؤمنان خداجو، افزون بر آن كه همه پديده‌ها را مظهر قدرت، حكمت و رحمت الهى مى‌دانند و به مبدأ آفرينش ايمان دارند، فرجام و معادهمه آن‌ها را نيز به سوى خدا مى‌دانند و در خشت خام چيزى مى‌بينند كه بى‌ايمانان در آينه نيز نمى‌بينند.
امام على عليه السلام در اين باره مى‌فرمايد:
«انَّما يَنْظُرُ الْمُؤْمِنُ الَى الدُّنْيا بِعَيْنِ الْاعْتِبارِ» «٢»
بى‌گمان مؤمن تنها به ديده عبرت به دنيا مى‌نگرد.
امام صادق عليه السلام نيز يكى از ويژگى‌هاى برجسته ابوذر صحابى باايمان و پر صلابت پيامبر صلى الله عليه و آله راعبرت آموزى دانسته، مى‌فرمايد: