عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦


عبور از حالى به حالى ديگرند با اين تفاوت كه «عَبرت» به معناى اشك است، زيرا از لابه‌لاى چشم مى‌گذرد و «عِبرت» و «اعتبار» به حالى مى‌گويند كه از ديدن چيز يا چيزهايى، به چيز ياچيزهاى نامرئى پى ببريم؛ چنان‌كه تعبيرخواب نيز به معناى گذشتن از ظاهر خواب به باطن آن است. «١»
تفاوت درس و عبرت‌
ازمعناى واژه‌هاى درس و عبرت، مى‌توان دريافت كه مبدأ و منشأ درس، بيشتر، امور پسنديده و نيكوست و براى درس‌آموز داراى سود است و جنبه راهنمايى به سوى حقيقت و انسانيت دارد و هدف از آن، تعليم كار نيك به گونه مستقيم است، ولى در عبرت جنبه زيانبار چيزى را نشان مى‌دهند و به عبرت‌آموز به گونه غير مستقيم مى‌آموزند كه از افتادن به چنين زيانى برحذر باشد و گرد آن نگردد. اگر انسان حادثه‌اى عبرت‌آميز ببيند و فرجام و نتيجه‌اش را اعتبار كند و بكوشد تا بدان نزديك نشود، در اين صورت عمل عبرت‌آموزى انجام گرفته است، ولى اگر آن را اعتبار نكند و از آن دور نشود، هيچ عبرتى نياموخته است؛ امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
«مااكْثَرَ الْعِبَرَ وَ اقَلَّ الْاعْتِبارَ» «٢»
چقدر عبرتهافراوانند و عبرت‌آموزى، اندك!
در قرآن و روايات، دو واژه «اسوه و عبرت» در حيطه درس آموزى و عبرت آموزى به كار رفته‌اند؛ چنانچه خداوند مى‌فرمايد:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسوُلِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ ...» «٣»
براى شما در [وجود] رسول خدا [ص‌] سرمشقى نيكواست؛ براى هركس كه به خدا و