عبرتهاى عاشورا
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
شما به اطاعت [خدا] اقرار كرده و به پيامبرش محمد (ص) ايمان آوردهايد و اينك، به جنگ فرزندان و خاندان او آمدهايد و مىخواهيد آنان را بكشيد. همانا شيطان بر شما چيره گشته و خداى بزرگ را از خاطرتان برده است. پس، مرگ بر شما و مقصودتان باد! اينان گروهىاند كه پس از ايمان، كافر گشتهاند. پس، [از رحمت الهى] دور باد گروه ستمگران! «١»
همچنين، در نامهاى به اهل كوفه مىنويسد:
مرگ بر شما اى گروه [نابخرد] كه ما را با ولع و اشتياق به فرياد رسى خويش خوانديد و ما نيز شتابان، خواسته شما را پاسخ گفتيم. اينك شمشيرى را بر روى ما كشيديد كه در دست ما بوده است و آتشى به جان ما انداختيد كه ما آن را به جان دشمن خود و دشمن شما افروخته بوديم. شما به زيان دوستان و به سود دشمنانتان سنگر گرفتهايد، بى آن كه دشمنان، عدالتى ميان شما گسترانيده باشند يا ما بدعتى آورده يا رأيى نادرست اظهار كرده باشيم. «٢»
د- عوام طرفدار باطل
انبوه جمعيتى كه از حكومت بنى اميه پشتيبانى مىكرد، به آنان كمك مالى مىداد و در ميدان نبردشان حضور مىيافت، همين مردم عوام بودند كه تسليم حاكمان خويش بودند و بدون درك و تشخيص راه از چاه، فرمانشان را اطاعت مىكردند. هزاران نفر از اينان در جنگ صفين گرد آمدند و تا پاى جان براى بنى اميه شمشير زدند، كشته دادند و زخمى شدند، بدون اين كه لحظهاى بينديشند كه به روى اميرمؤمنان عليه السلام و اصحاب رسول اكرم صلى الله عليه و آله شمشير كشيدهاند. همين طور تعداد بىشمارى از آنان، كوركورانه در كربلا حضور يافتند و سهم مهمّى از جنايات بنى اميه را به عهده گرفتند كه بدون حضور آنان، امويان به اهداف خويش، دست نمىيافتند. اميرمؤمنان عليه السلام در وصف اين گونه افراد