عبرتهاى عاشورا

عبرتهاى عاشورا - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢


زده‌اند. خواص پيرو بنى اميّه نيز چنين بوده‌اند و دين و دنياى خويش را در پاى مطامع شيطانى حزب شيطان قربانى كرده‌اند تا جايى كه به تعبير اميرمؤمنان عليه السلام پيروى آنان از بنى اميه، بسى استوارتر از پيروى شيعيان از پيشوايان معصوم بوده‌است. از اين حقيقت تلخ در نهج البلاغه نيز سخن رفته است:
«وَ اللَّهِ يُميتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ‌اجْتِماعِ هؤُلاءِ الْقَوْمِ عَلى باطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ» «١»
به خدا سوگند! دل را مى‌ميراند و حزن‌آور است كه اين گروه [پيرو بنى اميه‌] بر راه باطل خويش استوارند و شما بر حق خويش دچار سستى و تفرقه‌ايد.
امام عليه السلام در جايى ديگر، حمايت بى‌دريغ خواص اهل باطل را با طرفداران ظاهرى اهل حق مقايسه مى‌كند و جدّيت آنان را ده برابر مى‌شمارد و مى‌فرمايد:
«لَوَدِدْتُ وَاللَّهِ انَّ مُعاوَيَةَ صارَفَنى بِكُمْ صَرْفَ الدّينارِ بِالدِّرْهَمِ فَاخَذَ مِنّى عَشَرَةً مِنْكُمْ وَاعْطانى رَجُلًا مِنْهُمْ» «٢»
به خدا سوگند دوست دارم معاويه درباره شما با من، معامله دينار به درهم انجام مى‌داد؛ يعنى ده نفر از شما را مى‌گرفت و يكى از هوادران خود را به من مى‌داد!
على بن ابى حمزه مى‌گويد: دوستى داشتم كه در دستگاه دولت بنى اميه كار مى‌كرد.
از من خواست كه از امام صادق عليه السلام رخصت گيرم تا خدمت آن حضرت برسد. من نيز چنين كردم. چون خدمت امام عليه السلام رسيد، گفت: «من در ادارات دولتى بنى اميه كار مى‌كنم و مالى فراوان به دست آورده‌ام تكليف من چيست؟» امام فرمود: «اگر بنى اميه كسانى چون شما را نمى‌يافتند تا برايشان كار كند و بجنگد و سياهى لشكر شوند، هرگز حق ما را غصب نمى‌كردند و اگر مردم بنى اميه را رها مى‌كردند و بدانان مدد نمى‌رسانيدند هرگز به چنين جايگاهى نمى‌رسيدند.» «٣» از اين حديث شريف مى‌توان دريافت كه سهم اصلى‌