مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ١٧٣ - ذکر شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام
از منزل بیرون آمدند، قلاّب در به کمربند گرفت و کمربند آقا باز شد؛ آقا کمر را محکم بست:
|
أُشدُدْ حَیازیمَکَ للمَوت، فإنّ المَوتَ لاقیکا |
|
|
|
[و لا تَجزَعْ منَ المَوت، إذا حَلَّ بنادیکا] |
||
|
و لا تَغُرَّ بالدّهر و إن کان یُوافیکا[١] |
|
|
|
|
کَما أَضحَکَکَ الدّهرُ، کَذاکَ الدّهرُ یُبکیکا |
|
«ای علی، کمر خود را برای موت و شهادت محکم ببند! [و از مرگ، جزع و فزع نکن زمانى که در آستان تو فرود آید![٢]]
و به این روزگار اعتماد نکن، که هرچه دارد غرور و گول است! روزگار یک روز انسان را میخنداند و یک روز انسان را به گریه میاندازد!»
آقا در مسجد آمد، چراغهای مسجد کوفه خاموش بود، بالای مأذنه آمد و اذان داد بهطوریکه تمام اهل کوفه صدای آن حضرت را شنیدند. از مأذنه پایین آمد و مردم را برای نماز بیدار میکرد:
الصّلاة، الصّلاة! قوموا عن نَومَتکُم أیّها المؤمنون! الصّلاة، الصّلاة![٣]
|
خَلّوا سَبیلَ الجاهد المُجاهد |
|
[فی الله ذی الکُتب و ذی المشاهد] |
|
فی اللَه لا یَعبُدُ غیرَ الواحد |
|
و یوقظُ النّاسَ إلَی المساجد[٤] |
برخیزید، برخیزید! موقع نماز است!»
تا اینکه از نزد ابنملجم گذشت، ابنملجم با دو نفر دیگر به نام وَردان و شبیب برای
[١]. نسخۀ بحار: «و لا تَغتَرَّ بالدَّهر و إن کانَ یُؤاتیکا
[٢]. امام شناسی، ج ٣، ص ٢٣.
[٣]. بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٣٨ و ٢٧٦ ـ ٢٧٩، با قدری اختلاف.
[٤]. مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ابنشهرآشوب، ج ٣، ص ٣١٠. ترجمه:
«راه این ساعى و مجاهد در راه خدا را باز کنید! کسی که مرد کتب الهی و میدانهای جهاد است!
کسی که غير از خدای يگانه را نمیپرستد و مردم را (برای رفتن) به سوی مساجد، بیدار میکند!» (محقّق)