مبانِی اخلاق در آِیات و رواِیات - حسینی طهرانی، سید محمد حسین - الصفحة ٢٠٥ - عدم استجابت دعا بهواسطۀ نفاق بین گفتار و قلب انسان
انسان باید از راهش به دنبال مقاصد خود برود و از خدا تقاضا کند که در این کار، خیر و برکت را مقدّر کند!
عدم استجابت دعا بهواسطۀ نفاق بین گفتار و قلب انسان
امیرالمؤمنین علیه السّلام در ضمن خطبهای که میخواندند، فرمودند:
من از هفت طایفه به خدا پناه میبرم:
اوّل: عالمی که بلغزد؛
انسان باید از این به خدا پناه ببرد! چون معنای علم، استوار کردن عالم بر عمل است، و عالمی که علم داشته باشد و پایش بلغزد، این از خیلی از مطالب کشف میکند! حضرت میفرماید: «من به خدا پناه میبرم!
دوّم: عابدی که از عبادت خسته بشود و به ستوه بیاید؛
از این هم باید به خدا پناه برد! چون عبادت، مناجات و گفت شنود با پروردگار است، و عبادت لذّت دارد و عنوان اکراه و خستگی ندارد؛ پس عابدی که عبادت کند تا به سر حدّ خستگی برسد آن دیگر عبادت نیست، آن ملعبۀ شیطان است! و انسان واقعاً باید از او به خدا پناه ببرد!
سوم: مؤمنی که محتاج بشود؛
مؤمن یعنی مؤمن به خدا! مؤمن به خدا را با احتیاج چهکار؟! احتیاج به غیر خدا در عین ایمان به خدا چه معنایی دارد؟!
چهارم: امینی که خیانت بورزد؛
پنجم: توانگری که فقیر بگردد؛
ششم: عزیزی که ذلیل بشود؛
هفتم: فقیری که رنجور و بینوا بشود.
شخصی برخاست و عرض کرد:
یا امیرالمؤمنین! چرا ما هرچه دعا میکنیم دعای ما مستجاب نمیشود؟ مگر خدا به ما وعده نفرموده است که (دعا کنید و من دعای شما را مستجاب میکنم)؟!
حضرت فرمود: