رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٨٥ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
امّ سلمه می گوید: که چون علی٧ سخن را باینجا رسانید دیدم که جناب پیغمبر٦ از استماع سخنان حیدر صفدر فرحناک و از گل شکفته ترگ و از روی تبسم با کمال فرح و انبساط فرمود اهلا و سهلا بعد از آن فرمود: یا علی بشارت باد تو را به کرامت های خداوند و لطف های نامنتهای ایزدی به درستی که حق تعالی در عرش عظمت خود فاطمه٣ را به تو تزویج نموده و در همین موضع که نشسته ام ساعتی قبل از اینکه بیایی ملکی بر من نازل شد با شکلی غریب و هیبتی عجیب با صورت بسیار و پر و بال بی شمار و مثل آن را در میان ملائکه ندیده بودم و چون فرود آمد گفت: السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته.
و بعد از سلام و تحیّت گفت: یا محمّد٦ بشارت باد تو را به اجتماع اهل و پاکیزکی نسل گفتم ای ملک چه نام داری و این چه خبر است که می گذرانی آن ملک گفت نام من «سیطائیل» است و موکّلم بر یکی از قوائم عرش الهی از پروردگار عالم اذن گرفتم که تو را اعلام نمایم به کرامتهایی نامتناهی جناب اقدس الهی و اینک جبرییل نیز از عقب من می رسد هنوز سخن آن ملک تمام نشده بود که جبرئیل، امین وحی جلیل دَر رسید و گفت: السلام علیک یا حبیب الله و رحمة الله و برکاته.
و بعد از ادای تحیّت و نیاز حریر سفیدی از حریهای بهشت بدست من داد و در آن حریر دو سطر از نور نوشته بود.
گفتم: ای حبیب من جبرئیل این حریر و این نوشته چیست؟
جبرئیل گفت: یا محمّد٦ حق تعالی به علم شامل خود بر احوال خلق مطلع شد و تو را در میان خلائق برگزید و منصب رسالت را به تو ارزانی داشت و بعد از تو در میان خلق اختیار فرمود از برای تو برادری و وزیری و مصاحبی و دامادی و دختر تو فاطمه٣