رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٩٢ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
دیگری در مقام خواستگاری برآمد و آن را نزد فاطمه٣ مذکور ساختم آثار کراهت از او مشاهده نمودم امّا تو باش تا بروم و خِطبه« خواستگاری» تورا نزد فاطمه٣ مذکور نموده به زودی بر گردم و چون جناب رسول٦ نزد بتول آمد فاطمه٣ برخواست و ردای مبارکش را گرفت و نعلین از پای عرش پیمایش کند و آب آورد و دست و پایش را از گرد و غبار شست و در خدمت آن حضرت نشست.
حضرت فرمود: ای فاطمه٣ گفت: لبیک یا ابتاه چه حاجت داری حضرت فرمود: ای فاطمه٣ می دانی فراست و شرافت و فضیلت علیّ٧ را و سبق اسلام و حقوق او را در دین خدا و من از حق تعالی سؤال کردم که تو را تزویج نماید به بهترین خلق خود و محبوبترین مردمان به سوی او، و او در این وقت در خصوص خواستگاری تو با من سخن گفته تو چه می گویی و کدام مصلحت می اندیشی؟
خاتون قیامت چون این کلمات را شنید از کثرت شرم و حیا به الوان مختلفه برآمده و سر مبارک را به زیر انداخت و به سکوت گذرانید و اظهار کراهت نفرمود. پس حضرت٦ برخواست و فرمود: «الله اکبر سکوتها رضاها» که ساکت شدن او علامت راضی بودن اوست. پس در آن وقت جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد٦ تزویج کن فاطمه٣ را به علیّ بن ابیطالب٧ که حق تعالی فاطمه٣ را برای علی٧ و علی٧ را به جهت فاطمه٣ پسندیده است.[١]
بعد از این خیرالبریّه در طیّ مقدّمه [عروسی] کوشید.
و منقولست که بعد از خواندن خطبه و انعقاد این عقد میمون به امر حضرت٦
[١]. الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء ج١ ص١٣٨ و مناقب آل ابي طالب ج٣ ص١٢٧