رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٥١ - در بیان کیفیت انعقاد نطفه شریفه خاتون قیامت در رحم خدیجه خاتون و گذران مدت حمل و وقت تولد
وصال تو بودند همه را دست رد بر سینه زدی و مواصلت به هیچ یک را قبول ننمودی و حال آنکه همه کفو و مناسب تو و ما راضی بودیم و آخرالامر بدون رضایتمندی ما زن یتیم ابوطالب٧ شدی که به کمند فقر و فاقه پایبند و در دام بی نوایی و پریشان روزگاری گرفتار و مستمند، نه مالی دارد و نه مِکنتی نه جلالتی دارد و نه حشمتی و چون در شوهر اختیار نمودن چشم از مصلحت و رضای ما پوشیدی و عمل به قول ما ننمودی و زن محمّد٦ شدی ما نیز سَر از اطاعت و فرمانبرداری تو پیچیدیم و به خانه تو نمی آییم و احدی را هم نمی گذاریم که با تو آمیزش و آمد و شد نماید .
خدیجه خاتون٣ از استماع این پیام وحشت انجام، محزون گردیده و غبار کدورت بر خاطر عاطرش نشست و در بحر اندیشه و تفکّر غوطه ور گردید که چگونه یکّه و تنها بی یار و آشنا امر وضع حمل او انجام خواهد یافت. ای خدیجه٣:
رباعی
غم مخور شمع تو را پروانه های دیگر است بـــاده عیش تورا پیمانه های دیگر است
خــلوتی داری بگو رازی که داری بی رقیب گوش اعدای تو بر افسانهای دیگر است
خلاصه خدیجه خاتون٣ در بحر تفکّر و تحیّر شناور گرردیده و نمی دانست که عاقبت کار او به کجا خواهد رسید . در این اندیشه بود که ناگاه دید چهار زن گندم گون بلند بالا شبیه به زنان بنی هاشم نزد او حاضر شدند. خدیجه٣ را از دیدن ایشان رعبی در دل افتاده و کمال وحشت آغاز نموده یکی از چهار زن گفت ای خدیجه٣ مترس و به هیچ وجه خوف و ترس را به خود راه مده ما فرستادگان پروردگاریم به سوی تو، و