رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ٥٠ - در بیان کیفیت انعقاد نطفه شریفه خاتون قیامت در رحم خدیجه خاتون و گذران مدت حمل و وقت تولد
خدیجه٣ عرض کرد یا رسول الله٦ بدان و آگاه باش که این فرزندی که در شکم من است با من سخن می کند و مرا تسلّی می دهد و همیشه أنیس و مونس من است.
بیت
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشمُ او در فغانُ در غوغاست
حضرت٦ فرمود: که ای خدیجه٣ خوش دل باش اینک جبرئیل مرا خبر داد که این حمل تو دختر است و آن نسل طیّب طاهر و با برکت است ، و حق تعالی نسل مرا از او به وجود خواهد آورد ؛ و از او امامان دین مبین و پیشوایان راه یقین و خلیفه های روی زمین به هم خواهند رسید و حق تعالی بعد از انقضای وحی ایشان را خلیفه های خود خواهد گردانید در میان بندگان و اوصیاء پیغمبر خود خواهد ساخت در میانه مردمان.
آن معظمّه مکرّمه از استماع این خبر مسرّت اثر و از شنیدن این مژده بهجت ثمر به غایت مبتهج و مسرور و بعد از استماع اخبار فرح افزا از روی شوق با کمال ذوق با نور دیده اش مشغول صحبت می بود و پیوسته خدیجه خاتون٣ در این حالت بود تا وقتی که ولادت خورشید سپهر رسالت و ولایت نزدیک رسید امّا چون آثار وضع حمل را در خود معاینه بدید و وقت تولّد خاتون قیامت رسید و درد و أَلَم زادن را در خود احساس کرد، بر تنهایی و بیکسی خود ترسید، لابد و ناچار کس به نزد زنان قریش سیّما قبیله بنی هاشم فرستاد و از ایشان خواهش نمود نزد او حاضر شوند و در مهمّات او بکوشند. جملگی از این معنی اِبا و امتناع آغاز نموده و پیغام به او دادند که ای خدیجه٣ تو ملکه و بزرگزاده ما بوده ای و ما در جمیع امور محکوم حکم و تابع و فرمانبردار تو می بودیم کسانِ با دولت و مکنت و مردمان با حشمت و ابهّت به جان و دل خواستگار و آرزومند