رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٩٠ - فضائل امیرالمومنین
نانی به جهت افطار مهیّا ساز. خاتون قیامت و بانوی محفل عزّت و کرامت و شفیعه روز حسرت و ندامت مخدومه جبرئیل امین ذخیره روز واپسین آرام جان امیرالمؤمنین٧ فرزند برگزیده رحمة للعالمین گفت: سمعاً و طاعةً و با کمال شکفتگی و انبساط و خرّمی هر دو را گرفت و در روز اوّل ثلث آن پشم را ریشت و یک صاع از آن جو را برداشت و از آن پنج گرده نان طبخ نمود و چون شب درآمد و اهل بیت: از نماز مغرب فارغ شدند، آن نانها را نزد ایشان حاضر ساخت همین که اراده افطار نمودند، از در حجره طاهره آوازی رسید که: السلام عليكم يا أهل بيت محمد، أنا مسكين من مساكين المسلمين یعنی من مسکینی ام از مساکین و گرسنه ام مرا طعامی دهید، تا حق شما را از مائده بهشت کرامت فرماید. سید اوصیا و سرور اسخیا قرص نان خود را به آن مرد بینوا تصدّق نمود و چون فاطمه زهرا٣ و جگر گوشگانش حسن مجتبی٧ و حسین سیّد الشّهدا٧ دیدند که آن حضرت قوت خود را در راه خدا داد، ایشان نیز تأسی و اقتدا به آن مقتدا نموده، و نان های خود را به آن مسکین دادند. و فضّه، خادمه ایشان چون آن حالت را مشاهده نمود که آقایان او با وجود گرسنگی طعام خود را در راه خدا انفاق کردند، او نیز متابعت کرده و قرص نان خود را به آن سائل داد و در آن شب تمامی اهل بیت عزّت و خانواده رسالت بی طعام مانده و به آب خالص افطار فرمودند.
و روز دیگر نیز نیّت روزه کردند و فاطمه٣ در آن روز نیز یک صاع دیگر از آن جو را برداشت به طریق روز گذشته پنج قرص نان از آن مهیّا نموده و در وقت افطار حاضر ساخت. و همین که اراده افطار نمودند بر دَر حجره طاهره سائلی فریاد برآورد که: السلام عليكم يا أهل البيت محمّد، أنا يتيم من يتامى المسلمين من یتمی از یتیمان و سرگشته و پریشان روزگارم، و قوتی ندارم و بسیار گرسنه ام، و رو به در خانه شما آورده ام، مرا طعامی دهید تا