رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٧ - مقدمه مؤلف
حضرت فاطمه٣ را مِثل و مانند و عدیل و نظیر نیست چه در ذات و چه در صفات اگر از ذات خجسته او تحقیق می نمایی حوریّه ایست بشکل انسان و اگر از صفات کریمه او تفتیش می کنی.
مصرع:
* غاشیه بدوش اوست مریم بنت عمران*
نظم
در صفت ذات او شمه ای گویم بتو
در سخنم نیست شک هست زجای صحیح
حضرت خیر النّساء جفت ولی خدا
گوهر دُرج امین اختر برج یقین
در حرمش جبرئیل آمده دستاس کش
گوش خرد برگشای حرف مرا گوش دار
نیست درآن افتراء نیست در آن ریب عار
بنت نبیّ الوری مادر دو شهسوار
عصمت دنیا و دین سیّده روزگار
رُفته بگیسوی خویش حور زراهش غبار
زهی[١] بزرگواری و جلالت قدر، که ملائکه ملکوت و سکّان عوالم جبروت بخدمتکاریش تفاخر و مباهات کنند.
زهی کبریایی و علوّ مرتبه که انبیاء و مرسلین بواسطه زدن دست توسل بدامان عفتّش بحاجات خود رسند و بالجمله کسی را حدّ آن نیست که پی بکنه ذات او برد و احدی را پایه آن نیست که مکارم اخلاق و خارق عادات آن معصومه٣ را شمرد امّا این قلیل البضاعة، بقدرمقدور سعی مشکور بعمل آورده و از کتب و تالیف علماء رحمة الله علیهـم
[١]. کلمه تحسین: یعنی احسنت . خوشا. چه بسیار خوب . آفرین بر. چه بسیار نیکو.