رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٦ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
که سیده زنان با جماعت همراهان از او در گذشتند و چون قدری مسافت را طی نمودند این معنی به خاطر عاطر خاتون قیامت خطور نمود که من دختر محمّدم٦ و زوجه حیدر صفدرم و این دو شخص در میان قریش در عظمت و جلالت قدر مثل و مانند ندارند و جمیع بزرگان سر ارادت بر آستان ایشان می سایند من با این پیراهن کهنه به کجا می روم و با حالت افسرده به کجا می خرامم و با خود می گفت ای فاطمه٣ فردا که زنان به دیدن تو بیایند آیا با این وضع و اساس و این گونه حالت و لباس از ایشان خجالت نخواهی کشید، و از شربت ناگوار غصه و ألم هیچ نخواهی چشید و چون این معنی در ضمیر مهر تنویر آن عروس بی جهاز، خَلجان «به ذهن خطور کردن» نمود و بیابان خیال را به سمند تیز کام بی آرام قوّت واهمه پیمود زبانش از گفتار و پایش از رفتار ماند، و قدرت نداشت که قدم از قدم فراتر نهد. زنان همراهان از وی پرسیدند: که ای جان جهانیان، تو را چه رخ نموده که قدم پیش نمی گذاری؟
فاطمه زهرا٣ جوابی از ایشان نگفت و مضایقه نمود که ما فی الضمیر خود را نزد آن زنان بروز دهد، و هر چند الحاح نمودند فایده ای بر آن مترتب نشد و آن معصومه٣ به سکوت و سکون می گذرانید چون از جانب او مأیوس شدند دفعتاً کسی را به خدمت با رفعت شاه ولایت٧ فرستاده و علی مرتضی٧ را از این ماجرا با خبر ساختند آن حضرت به علم امامت یافت که خاتون قیامت را چه چیز دلگیر ساخته و کدام اندیشه دامنگیر شده، دفعتا از جای خود برخواست و از حجره طاهره بیرون خرامید و به استقبال فرزند ارجمند حبیب ملک متعال روانه گشت، و به زودی زود خود را به آن برگزیده ربّ ودود رسانید و به عنوان سرّ و نجوی به آن زهره زهرا گفت که ای بضعه محمّدی و ای بضاعت احمدی من می دانم که از برای خوشنودی جناب باریتعالی چه کرده و به چه