رساله فاطمیه - احمدی، یعقوب - الصفحة ١٠٥ - در بیان کیفیت ازدواج زهره زهرا
خلاصه از دادن جامه لباس مرقع نادم گردید و قرار به آن داد که پیراهن تازه خود را به آن اعمی عطا فرماید. به آن زنانی که در پیرامون آن جان جهانیان بودند فرمود: که ای زنان مرا عارضه رخ نموده زمانی توقف نمایید و مرا به کناری برده و چادری در مقابل من حائل سازید تا من در پس آن حجاب امر خود را فیصل داده روانه گردم.
آن زنان حسب الامر ملکه دوران خدمت مرجوعه «بازخوانده شده» را به تقدیم رسانیده و آن معصومه٣ در پس پرده نشست و پیراهن عروسی را به جهت خوشنودی حضرت باریتعالی از تن مؤتمن کند، و پیراهن کهنه مرقع را پوشید و نزد آن فقیر آمده و جامه تازه ر ا به او بخشید و بدن خسته آن دل شکسته را به آن جامه مبارکه پوشانید و چون آن کور عور«برهنه» بدن خود را با آن لباس سعادت اساس پوشیده و دل خود را از قید بی پوششی و برهنگی آرمیده دید، سمند ناطقه را در میدان شکر گذاری و ثنا گستری کرم عنان گستراند و به زبان حال می گفت: ای عطا کننده پیراهن، وای رحم آورنده بر تن خسته من هر چند چشمی ندارم که بدانم تو کیستی امّا اینقدر هست که از بوی خوش دلکش این پیراهن دماغ جانم معطّر و دیده امیدم منوّر گشت.
شعر
این جامه ز پرده های چشم ملک است و این گونه لباس در زمین کم باشد
گر پیـرهن یوســف کنعـــانی نیســت امّا به یقـــین جــامه مریــم باشد
ای عطا کننده پیرهن در آفتاب گرم قیامت مستور باشی خلاصه آن کور ثنا گویان بود