ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - ٥ نمونه هاى ديگرى از برخورد پيامبر با يهود
در اختيار پيامبر اعظم (ص) قرار گرفت، خالصهرسول خدا (ص) گرديد. پيامبر گرامى (ص) نيز فدك را به دخترش، حضرت فاطمه زهرا (س) بخشيد. ٣٨
٥. نمونههاى ديگرى از برخورد پيامبر با يهود
مواردى ديگر نيز از برخورد پيامبر (ص) با يهود كه بيشتر جنبهفردى دارد و افراد مشهور و جانى را هدف قرار داده است، وجود دارد: يكى از برخوردهاى پيامبر (ص) دستور قتل ابوعفك، شاعر يهودى است كه پيامبر (ص) را هجو نموده بود و سالم بن عمير اين دستور را در سال دوم هجرى اجرا كرد. ٣٩
ديگرى دستور قتل عصماء بنت مروان، شاعرهيهودى زوجهيزيد الخطمى است كه اشعارى عليه پيامبر (ص) و اسلام سرود و آن حضرت دستور قتل او را صادر كرد. بنا به قول مشهور، عمير بن عدى در ٢٤ رمضان سال دوم هجرى اين حكم را اجرا كرد و او را به قتل رساند. ٤٠
علّت اصلى برخورد پيامبر (ص) با اين دو نفر، تبليغ بر ضدّ اسلام و تحريك و تهييج دشمنان براى مبارزه با دولت نوپاى اسلامى بود. ابوعفك در اشعارى مىگفت:
مدّتها زندگى كردم و جمعى را با وفاتر از اوس و خزرج نديدم كه كوهها را به لرزه در آوردند و سستى در آنان راه ندارد؛ امّا سوارى [پيامبر اكرم (ص)] نزد آنان آمد و به اسم حلال و حرام، ميان آنها جدايى افكند. اى قوم من! اگر خواهان عزّت و پادشاهى بوديد، بهتر بود از «تُبّع» پيروى مىكرديد. ٤١
كعب ابن اشرف كه در ميان يهوديان جايگاه بلندى داشت، دائم به فتنهانگيزى عليه مسلمانان دست مىزد و پيامبر (ص) همواره تحمّل مىنمود تا اينكه فتنهگرى او از حد گذشت. به همين دليل، پيامبر (ص) فرمودند: «كيست كه شرّ او را كم كند؟» محمّد بن مسلمه داوطلب شد و به همراه ابونائله و سه تن ديگر از اوسيان، شبانه او را به قتل رساندند. ٤٢
ابورافع سلّام بن ابى حقيق يكى از عناصر خطرناك يهود از قبيلهبنى نضير بود و همراه آنان به خيبر كوچ كرد. اين بار خزرجيان از پيامبر (ص) دستور قتل ابورافع، اين عنصر خطرناك و فتنهانگيز را گرفتند. آن حضرت دستور صادر نمود، مشروط بر اينكه متعرّض زن و فرزندانش نشوند. پنج تن از آنان به نامهاى عبدالله بن عتيك، عبدالله بن انيس، مسعودبن سنان، ابوفتاده و خزاعى بن اسود به راه افتاده، شبانه به خانهابورافع رفتند و با ترفندى او را به قتل رساندند. ٤٣ مهمترين جرمى كه علّت قتل او به شمار مىآيد، تحريك مشركان و يهوديان براى برپايى جنگ احزاب و همراهى با حى بن اخطب، كنانةبن ربيع بن ابى حقيق و برخى ديگر از يهوديان بود. به طور مسلّم، او از آن به بعد نيز آرام نمىنشست. ٤٤
ضرورت مقابله با شخصى مانند ابورافع زمانى بيشتر روشن مىشود كه بدانيم او با وجود يقين و اعتراف به پيامبرى رسول اكرم (ص) چنين فتنهانگيزى مىكرد. واقدى گزارش كرده است: سلام بن ابى حقيق
مىگفت: ما به محمّد [ص] حسادت مىورزيم؛ چون پيامبرى از ميان فرزندان هارون بيرون رفت و حال آنكه او فرستادهخداست. ٤٥
در مجموع مىتوان گفت، برخورد پيامبر (ص) با يهوديان مدينه بر اساس پيمانى بود كه آنان خود با ايشان بسته بودند. در پيماننامهها قيد شده بوده در صورت پيمانشكنى، پيامبر (ص) مجاز به كشتن مردان، به اسارت بردن زنان و فرزندان و به غنيمت بردن اموال آنان است؛ امّا يهوديان همواره عليه رسول خدا (ص) و مسلمانان اقداماتى انجام دادند و به مبارزه علنى يا فتنهانگيزىها و توطئههاى پنهانى پرداختند و با دشمنان اسلام مشاركت نمودند و بدين سان، به نقض قرار داد و پيمانشكنى پرداختند و چنانكه برخى از تواريخ و گزارشها نشان مىدهند ٤٦ يهوديان خود به نتيجهعملشان آگاه بودند.
پىنوشتها:
به علّت كثرت، پىنوشتها در سايت موعود و دفتر مجلّه موجودند.