ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - اين است آخرالزّمان
حال خود را تغيير دهند.» تغيير كلّى و عمومى در صورت و سيرت حيات جمعى و قومى در گرو تغيير در نفس و عهد جمعى آنهاست.
فرهنگ، ادب و هنجار پذيرفته شده هم كه سيرت حيات مادّى و تمدّنى را در هر دورهاى به خود اختصاص مىدهد، تجسّم و نمود عهدى مىباشد كه منعقد گرديده است.
هر عهد، به تبع خود تعهّد و تكليفى دارد كه متعهّد، دل و جان در آن كار وارد مىسازد، خواه اين عهد با حضرت رحمان باشد و خواه با شيطان. عهد، تنها در صورت لفظى نمىماند، نوعى تعهّد و تضمين قلبى را در خود پنهان دارد و بشر، آن همه را برگردن مىگيرد و ولايتش را مىپذيرد.
در هر صورت فرهنگ و ادب مردم، در سايه سار اين عهد و ولايت مىبالد و به ثمر مىنشيند. به عبارت ديگر انعقاد عهد در هر دوره و زمان، به منزلهقبول ولايتى است كه قومى بر آن گردن نهاده است؛ خواه اين ولايت، ولايت الله باشد، خواه ولايت طاغوت.
عهد با خداوند يكتا يا طاغوت، هر يك به تبع خود، تغيير در فرهنگ و هنجار و ادب بودن و زيستن در عرصهزمين را داراست؛ چنانكه اين عهد و پذيرش ولايت، نتيجهمحتوم خود را هم دارد، ورود به قبيلهايمان و خروج از ظلمات يا پيوستن به قبيلهطاغوت و تجربهتمام عيار و جاويدان آتش. در توقيع مبارك حضرت صاحب الزّمان (ع) كه به افتخار شيخ مفيد (ره) صادر شده است، حضرت يادآور اجتماع قلوب شيعيان در عهد مىشوند و مىفرمايند:
«اگر شيعيان ما، كه خداوند توفيق طاعت و بندگى خويش را بر آنها ارزانى دارد، در وفاى به عهد و پيمان، اتّفاق و اتّحاد مىداشتند و آن را محترم مىشمردند، سعادت ديدار ما براى ايشان به تأخير نمىافتاد.»[١]
هر عهد و پذيرش هر ولايتى، صورتى از زندگى را در خود و با خود دارد و از آن گريزى نيست. كجا ديده شده كه مردمى متعهّد و مؤمن در اديان توحيدى صورتى از زندگى را در معاملات و معاشرت قبيلهبتپرستان پذيرا شده و آن را رعايت كنند تا چه رسد به آنكه خود را در حفاظت و حراست از آن موظّف و مكلّف بشناسند.
چنان كه در وقت بعثت رسول اكرم (ص)، عهد با بتها و اصنام، مبدّل به عهد جمعى با خداوند يكتا و پذيرش ولايت او و پيامبرش شد و همهصورت و سيرت حيات مردمان ديگرگون شد.
وقتى از عهد و تعهّد سخن مىگوييم، منظور حاضر شدن مردم در صحنهاى و دادگاهى و امضاى تعهّدنامه نيست. اقبال يا ادبار عمومى قلبى مردم به امرى يا دربارههنجارى، به نحوى كه دو طرف ناظر بر طلب و پشتيبانى باشد، خود عهدى است كه به بار مىنشيند، اين امر ظهور، حقوق و تكاليفى را سبب مىشود. همين عهد مناسبات،