ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - در عرصه اجتماعى
احدى اين كار را نكوهش نكند و از آن جلوگيرى ننمايد. بهترين آن مردم، كسى است كه مىگويد: اى كاش كمى از وسط راه كنار مىرفتى وكارت را انجام مىدادى.»[١]
«آن مردمان چون حيوانات، در وسط راه بر هم مىشورند و با هم مىستيزند و آنگاه يكى از آنان به مادر، خواهر و دختر او در وسط راه و در حضور همگان تجاوز مىكند، سپس آنان را در معرض تعدّى ديگران قرار مىدهد و يكى پس از ديگرى عمل زشت را انجام مىدهند؛ ولى كسى اين كردار زشت را نكوهش نمىكند و تغيير نمىدهد. بهترين آنان كسى است كه مىگويد: اگر از جادّه و از نظر مردم دور مىشديد، بهتر بود».[٢]
علاوه بر اين، نياز فطرى و غريزى مرد و زن با جنس مخالف تأمين و تكميل مىشود؛
در آخرالزّمان «مردها خود را شبيه زنان كنند و زنان شبيه مردان شوند. آنگاه مردان به مردان اكتفا كنند؛ يعنى لواط كنند و زنان به زنان».[٣]
«نه تنها شراب و قمار حلال شمرده شود و آشكارا استفاده شود كه بدان تفاخر كنند. در اين دوران، زنا شايع شده و زنازادگان بسيار مىشوند و جمعى از زنان به اين امر تفاخر كنند و براى جلب رضايت شوهر خود به او رشوه دهند. مانند همين فاجعه دربارهلواط و مساحقه (به تعبير امروزى، همجنسبازى زنان و مردان) نيز اتّفاق مىافتد. همّت مردم، شكم و فرجشان باشد.»[٤]
«كشتارهاى عالمگير و ناگوار و پىدرپى[٥] جمعيّت جهان را به طور جدّى كاهش مىدهد.»[٦]
پىنوشتها:
[١]. كلينى، كافى، ج ٥، ص ٥٥.
[٢]. همان، ص ٥٩.
[٣]. صدوق، معانى الاخبار، ص ٣٤٤.
[٤]. قمى، تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٦.
[٥]. خراسانى، مهدى منتظر (ع)، ص ١٢٥.
[٦]. ديلمى، ارشاد القلوب، ج ٢، ص ٣١٣.
[٧]. مهدى منتظر (ع)، ص ١٢٤.
[٨]. مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج ٦٩، ص ١٧٣.
[٩]. مهدى منتظر (ع)، ص ١٢٥.
[١٠]. احمد بن حنبل، مسند، ج ٢، ص ٣٩٠.
[١١]. ابن ابى شيبه، المصنف، ج ١٥، ص ٨٩؛ متّقى هندى، كنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال، ج ١٤، ص ٥٨٤.
[١٢]. حاكم نيشابورى، المستدرك على الصّحيحين، ج ٤، ص ٤٦٥؛ مقدّسى، عقدالدّرر فى اخبار المنتظر، ص ٤٣.
[١٣]. شجرى، امالى شجرى (امالى خميسيّه)، ج ٢، ص ٢٢٨.
[١٤]. الكافى، ج ٨، ص ٦٩.
[١٥]. مهدى منتظر (ع)، ص ١٣٩.
[١٦]. صدوق، ثواب الاعمال، ص ٣٠١.
[١٧]. مسند حنبل، ج ٢، ص ٣٩٠.
[١٨]. مهدى منتظر (ع)، صص ١٢٠- ١٣٣.
[١٩]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٨٠؛ ج ٣٦، ص ٣٣٥.
[٢٠]. مهدى منتظر (ع)، صص ١٤٨- ١٦٠.
[٢١]. سجستانى، سنن ابى داوود، ج ٤، ص ١١١.
[٢٢]. بحارالانوار، ج ٥٢، صص ١٥٤، ٢٦٦؛ مقدّسى، ص ١٥٢.
[٢٣]. صدوق، كمال الدّين و تمام النعمه، ج ١، ص ٣١١؛ ابن شهر آشوب، ج ٢، ص ٢٩٧.
[٢٤]. نعمانى، الغيبه، ص ٢٣٥؛ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٧٤.
[٢٥]. مهدى منتظر (ع)، صص ١٤٤- ١٤٨.
[٢٦]. همان، صص ١٤٨- ١٦٠.
[٢٧]. همان، صص ١٤٨- ١٥٢.
[٢٨]. تفسير قمى، ج ٢، ص ٣٤٠؛ كمال الدّين و تمام النعمه، ج ٢، ص ٤٦٥.
[٢٩]. طبرانى، المعجم الكبير، ج ٩، ص ١١٩؛ هيثمى، مجمع الزّوائد و منبع الفوائد، ج ٧، ص ٢١٧.
[٣٠]. ابنطاووس، ملاحم، ص ١٠١.
[٣١]. مهدى منتظر (ع)، صص ١٤٤- ١٤٨.
[٣٢]. بحرانى، مدينه المعاجز، ص ١٣٣.
[٣٣]. ملاحم، ص ٧٨.