ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - وارونگى ها و انحرافات در عرصه هاى امنيّت اجتماعى و فردى
بوتهاى از خار را در دست مىفشرد.[١]
در اين دوران، سنّتها كنار گذاشته شده و خلوص در اعمال ديده نمىشود. در طاعت خدا به مراتب كمتر از آنچه كه در طاعت غير اوست، خرج مىكنند. به طور كلّى از خدا غافل گشته و به دنيا مشغول مىشوند و از همين رو، امور دنيا بر آخرت رجحان مىيابد. ساكنان آخرالزّمان، نماز را بميرانند و در حقّ آن و نيز اوقاتش استخفاف كنند. زكات را نيز ترك كنند و اغنيا براى تفريح و تفرّج حج كنند و متوسطان براى تجارت و فقرا براى ريا و گوشزد مردم. مساجد را زينت كنند؛ در حالى كه خالى از ايمان باشد و محلّ پذيرايى و مجلس غذا شود. قرآن چنان متروك و مهجور شود كه شنيدن صوت آن براى گوشها سنگين باشد؛ در حالى كه براى شنيدن باطل مشتاق باشند. عمدهعبادات به ماه رمضان محدود شود و عالم نزد مردم جايگاه خود را از دست بدهد.»[٢]
وارونگىها و انحرافات در عرصهاخلاق اجتماعى و فردى
در مشكلات و بحرانها، اوّلين ملجأيى كه براى استمداد در ميان افراد، به ذهن هر كس خطور مىكند، خويشان و نزديكان است و بنا بر فطرت و دستورات شرعى و اسلامى و عرفى نيز اوّلين موضع دستگيرى و دفع صدقات و زكات، خويشان و اقوامند و تا وقتى فقير و نيازمندى از ميان نزديكان وجود داشته باشد، نمىتوان سراغ ديگران رفت؛ امّا اين نيز در آخرالزّمان دچار تحوّل و دگرگونى مىشود:
«در آن روزگار، بزرگتران به زير دستان و كوچكتران رحم نمىكنند و قوى بر ضعيف ترّحم نمىنمايد ... قيامت بر پا نمىشود تا آنكه زمانى فرا رسد كه مردى (از شدّت فقر) به اقوام و بستگان خود مراجعه كند و آنان را به خويشاوندى سوگند دهد تا بلكه به او كمك كنند؛ ولى چيزى به او نمىدهند. همسايه از همسايهخود كمك مىطلبد و او را به حقّ همسايگى سوگند مىدهد؛ ولى همسايه كمكش نمىكند».[٣]
«قطع رحم مىشود و به پدر و مادر آشكارا بىاحترامى مىشود. مرد با اطاعت ازهمسرخود، از والدينش نافرمانى مىكند و در عين جفا به والدين، به رفقا نيكى مىكند. همسايهها همديگر را بيازارند و جز از ترس زبان، همديگر را اكرام نكنند. در امانتها خيانت مىكنند. وفا كم مىشود و پيمانها را نقض مىكنند. كمترين چيزى كه يافت مىشود، برادرى است كه بتوان در راه خدا به او اعتماد نمود. حليم را مكّار و مكّار را حليم، حلم را ضعف و ظلم را فخر بشمارند و از نمّام استقبال كنند.»[٤]
وارونگىها و انحرافات در عرصههاى امنيّت اجتماعى و فردى
هر چند انسان هميشه به دنبال رفاه و آسايش خويش بوده و هست؛ امّا در دورهآخرالزّمان به دنبال افتراق و جدايى جدّى جوامع اسلامى و نبود اتّحاد ميان آنان، به راحتى دشمنان بر آنان سلطه يافته و سرنوشت مسلمانان به دست آنان رقم مىخورد: «به زودى امّتها (پيروان ديگر آيينها و مكاتب) بر ضدّ شما وارد عمل خواهند شد؛ آن گونه كه گرسنگان به ظروف غذا حملهور مىشوند». شخصى گفت: از آن جهت كه در آن زمان در اقليّت به سر مىبريم، اين گونه مورد هجوم قرار خواهيم گرفت؟ پيامبر (ص) فرمود: «تعداد شما در آن زمان بسيار خواهدبود؛ ولى چون خس و خاشاك روى سيل خواهيد بود. خداوند مهابت و عظمت شما را از دل دشمنانتان خارج ساخته، بر دلهايتان