ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - وجه اشتراك علائم ظهور با فِتن، ملاحم و اشراط السّاعة
از ديگر ويژگى هاى اين كتاب گستردگى و جامعيت آن است كه بيش از ٢٠٠٠ حديث پيرامون فتن، ملاحم و نشانه هاى ظهور را در بر دارد.
سيد ابن طاووس، ٣٠٨ حديث از اين كتاب برگزيده و به پيوست ١١٥ حديث از فتن سليلى و ٩٣ حديث از فتن، زكريا بن يحيى بزّاز در كتابى گرد آورده و آن را التّشريف بالمنن نام نهاده است.[١]
در ميان كتاب هايى كه در اين زمينه توسط معاصران به رشته تحرير درآمده، به سه نمونه اشاره مى كنيم:
١. «علامات المهدى المنتظر» از شيخ مهدى فتلاوى، شامل ٥٢٥ حديث.
٢. «نوائب الدّهور فى علائم الظهور» از علّامه ميرجهانى (١٤١٣ ه. ق.) در چهار مجلّد، شامل ٥٥٥ حديث.
٣. «معجم الملاحم والفتن» از سيد محمود دهسرخى (معاصر) شامل ١٨٠٠ سر فصل.
روى اين بيان شمار نشانه هاى ظهور از مرز ٢٠٠٠ مى گذرد كه بسيارى از آنها تحقّق يافته و شمارى در حال تحقّق يافتن است.
علائم غيرحتمى در مشخّص نمودن وقت ظهور كاربرد ندارد؛ در حالى كه وقتى نخستين نشانه از نشانه هاى حتمى مشاهده شد؛ همه چشم به راه آن امام نور متوجّه مى شوند كه دوران تيره و تار غيبت به سرآمده، لحظه وصال فرا رسيده است.
علائم حتمى و غيرحتمى
در ميان بيش از ٢٠٠٠ علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقيه علائم غيرحتمى مى باشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمى گذرد. تنها تعداد پنج نشانه از اين نشانه ها حتمى مى باشند كه عبارتند از:
خروج سفيانى؛
خروج يمانى؛
بانگ آسمانى؛
خسف بيداء؛
قتل نفس زكيه.
فرق اساسى اين نشانه هاى پنجگانه با ديگر نشانه ها در اين است كه با تحقّق يافتن هر يك از نشانه هاى غيرحتمى دل ها آكنده از سرور مى شود. ياد يار مهربان در اعماق جانِ شيفتگان ظهور و مشتاقان حضور روحى تازه مى دمد. نويد فرا رسيدن بهار ظهور، دل هاى خسته از خزان غيبت را اميدى تازه مى بخشد؛ ولى چشم به راهان ظهور و منتظرانِ امام نور، از زمان پايان پذيرى شب ديجور غيبت و فرا رسيدن دوران موفور السّرور ظهور آگاه نمى شوند؛ ليكن هنگامى كه يكى از نشانه هاى حتمى تحقّق پيدا كند، همه چشم به راهان از تاريخ دقيق انفجار نور و فرا رسيدن هنگامه ظهور آگاه مى شوند؛ زيرا بر اساس روايات فراوان، پس از خروج سفيانى و سيطره اش بر سه كشور «سوريه»، «اردن» و «فلسطين» تنها هشت ماه بعد، يوسف زهرا (عج) از كنار خانه خدا ظهور مى كند و آن دست نيرومند الهى از آستين غيبت بيرون مى آيد و آرزوى ديرينه همه انبياء و اولياء تحقّق مى يابد.
پيامبر اكرم (ص) و امام اهل بيت (ع) در روايات متعدّدى به توصيف آخرالزّمان و بيان نشانه هاى عمومى اين دوران پرداخته اند. يكى از اين روايات، روايت مفصّلى است كه در كتاب «الكافى» از امام ششم شيعيان (ع) نقل شده است. امام صادق (ع) در ابتداى اين روايت، در پاسخ يكى از ياران خود كه با اشاره به برخورد تحقيرآميز منصور عبّاسى با آن حضرت از ايشان مى پرسد: اينان تا كى بايد سلطنت كنند و ماكى از [آزار آنها] راحت و آسايش مى يابيم. مى فرمايد: «آيا نمى دانى كه هر چيزى مدّتى دارد؟ ... آيا اين سخن تو را سود مى بخشد كه بدانى هر گاه زمان اين امر و [پايان دولت آنان] فرا رسد، از چشم بر هم زدنى زودتر رخ مى دهد؟ اگر تو مى دانستى كه آنها در درگاه خداوند چه وضعى دارند، خشم تو نسبت به آنها بيشتر مى شد. اگر تو يا [حتّى] هم ساكنان زمين كوشش كنند كه آنها را از نظر گناه به وضعى بدتر از آنچه اكنون در آن به سر مى برند، در آورند، نمى توانند. پس [مراقب باش] شيطان تو را نلغزاند و پريشان نكند؛ زيرا عزّت و سربلندى تنها از آن خدا، رسول او و مؤمنان است؛ ولى منافقان نمى دانند. آيا نمى دانى هر كس منتظر اين امر باشد و در برابر آزار و ترسى كه به او وارد مى شود، شكيبايى پيشه كند، فرداى قيامت در صف ما محشور مى شود».
وجه اشتراك علائم ظهور با فِتن، ملاحم و اشراط السّاعة
پيش از بيان وجه امتياز علائم حتمى از غيرحتمى، درنگى كوتاه در