ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - وارونگى ها و بحران ها در عرصه دينى
باز تعريف و تغيير در تعريف مصاديق معروفهاى متروك و منكرات رايج در آخرالزّمان
از جمله معروفهايى كه در آخرالزّمان و در عرصههاى مختلف كنار گذاشته مىشوند و نيز منكراتى كه رواج مىيابند، مىتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
وارونگىها و بحرانها در عرصهحكومتى و سياسى
هر چند در بسيار و حتّى اكثر موارد مىتوان گفت كه حكومتها بر زيردستان خود ستم روا مىداشتهاند و اين، جريان عمومى حكومتها در طول قرون متمادى است؛ ليكن اين ظلم و جورها در آخرالزّمان و آستانهظهور چنان فراگير مىشود كه به تمام خانهها جنگ و هراس وارد مىشود.[١] متأسّفانه اين جريان ظلم و ستم در جوامع اسلامى، جلوهاى جدّى و غيرقابل تصوّر مىيابد.
رسول اكرم (ص) در اين باره فرمودند:
«در آخرالزّمان بلاى شديدى كه سختتر از آن شنيده نشده باشد، از سوى فرمانروايان اسلامى بر امّت من وارد خواهد شد؛ به گونهاى كه فرخناى زمين بر آنان تنگ خواهد گشت و زمين از بيداد و ستم لبريز گردد؛ آنچنان كه مؤمن براى رهايى از ستم، پناهگاهى كه بدان پناهنده شود، نمىيابد.»[٢]
در روايات اسلامى، آخرالزّمان را دورهاى توصيف نمودهاند كه فرمانروايان، ستمپيشه؛ فرماندهان، خيانتكار؛ قاضيان، فاسق و وزيران، ستمگر مىشوند.[٣] اين در حالتى است كه اگر بنا باشد هر چيز و هر كسبه جاى خويش باشد، تمام اين موارد به عكس مىشود؛ يعنى بايد فرمانروا، عدالت پيشه؛ فرمانده امين و وفادار؛ قاضى، عادل و وزيران خدمتكار باشند و همهتلاش خويش را براى تحقّق عدالت و رفاه و امنيّت در جامعه به كار برند. حضرت امير (ع) در توصيف اين دوران فرمودند:
«زمانى خواهد رسيد كه افراد فاسد و زناكار به ناز و نعمت مىرسند و فرومايگان، مقام و موقعيّتى پيدا مىكنند و انسانهاى با انصاف ضعيف مىشوند.» وقتى از ايشان دربارهزمان آمدن آن دوره پرسيدند، فرمودند: «هنگامى كه زنان و كنيزان بر امور مردم مسلّط گردند و خردسالان به فرمانروايى برسند.»[٤] با نگاهى به كشورهايى مانند «پاكستان»، «انگلستان»، «آلمان»، «آمريكا» و ... مىتوان به وضوح حكمرانى زنان و سلطهآنان را بر مناسبات اجتماعى جهانى آن كشورها دريافت. در اين دوران، مردمان رياست را براى متاع دنيا، ظلم كردن به همديگر و فخرفروشى مىطلبند و در همين راستا و براى به دست آوردن آن از هيچ خلاف شرعى كوتاهى نمىورزند. در نتيجهاين رقابت ناسالم به طور طبيعى، اهل خير و صواب از مناصب دور شده و در جوامع اسلامى، كفّار، منافقان، فاجران و فاسقان متصدّى امور مسلمانان مىشوند كه لياقت اين تصدّى را ندارند و سفاهتشان بر همگان عيان است.[٥] البتّه به تصريح روايات، تمام اينها ناشى از ترك امر به معروف و نهى از منكر است كه اوّلين اثر ترك اين دو فريضه سلطهنااهلان و مستجاب نشدن، دعاى نيكان است. لازم به يادآورى است كه براى تحقّق اين پيشگويىها لازم نيست تمام جوامع اسلامى به اين آفت مبتلا شوند و اگر برخى موارد معدود، محدود و حتّى كمتر از تعداد انگشتان يك دست، به مانند «ايران» و برخى موارد در «لبنان» و امثال آن در جريان كلّى جوامع اسلامى مشاهده شود، قاعدهكلّى را نقض نمىكنند، به خصوص كه اين استثنائات معدودند و پيش از آن، خود از بارزترين مصاديق اين آسيبزدگى آخرالزّمانى بودهاند و به بركت قدوم و نفسهاى پاك امام خمينى (ره) است كه جريان عمومى آسيبزدگى از اين مناطق رخت برچيده است.
وارونگىها و بحرانها در عرصهدينى
وارونگى و دگرگونى دينى مردم آخرالزّمان و به خصوص مسلمانان در يك پيشگويى عجيب نبوى آمده كه فرمودند:
«دورانى بر امّت من مىآيد كه در آن، از اسلام جز نامى نمانده و از قرآن جز تصويرى و نقشى نباشد. مسلمانان به نام، مسلمان خوانده مىشوند؛ ولى نسبت به اسلام از هر كس بيگانهترند.»[٦]
در اين دوران، چنان انسانها دچار فتنه مىشوند كه براى حفظ دنياى خويش به دينفروشى روى مىآورند. پيامبر (ص) فرمودند:
«... فتنههايى چون پارههاى شب تاريك و ظلمانى. [درآن دوره] صبحگاهان، مرد مؤمن است و به هنگام غروب، كافر. گروهى دين خود را به بهاى ناچيز و متاع اندك مىفروشند. كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاىبند است، همانند كسى است كه گلولهاى از آتش را در دست گرفته يا