ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٣ دل هاى مؤمنان با پيوند به خدا و پيامبر (ص) حيات تازه اى مى يابد
«اعْلَمُواأَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛[١]
بدانيد كه خداوند زمين را پس از مرگش زنده مى كند. ما اين آيات را براى شما آشكار مى كنيم تا انديشه كنيد.»
اين آيه با خطاب «اعْلَمُوا» هشدارى عمومى همراه با اين بشارت است كه خداوند با نزول بركات خويش زمينهاى مرده و بى آب و علف را با حيات تازهاى سرسبزى و رونق جديدى مىبخشد. چنين مرگ و حياتى را در هر زمستان و بهارى مىتوان مشاهده كرد. همانگونه در آيات ديگرى نيز مى توان آن را مشاهده كرد، مانند:
«وَاللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ؛[٢]
و خدا از آسمان آبى نازل كرد كه با آن زمين را پس از مردنش زنده نمود، در آن نشانهاى براى گروهى است كه مىشنوند.»
اين آيه و امثال آن در حقيقت زيرمجموعه صفت محيى بودن خداوند است كه نسبت به همه چيز ظهور مىيابد. همانگونه كه خود مىفرمايد:
«فَانْظُرْإِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى ...؛[٣]
پس به آثار رحمت خدا بنگر كه چگونه زمين را پس از مرگش زنده مىكند. به يقين چنين خدايى زنده كننده مردگان است ...»
«مُحيى» بودن خداوند زمانى به طور كامل ظهور مىيابد كه حيات او ذاتى باشد. «اللَّهُلا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»[٤] زيرا تا موجودى زنده نباشد نمىتواند به ديگرى حياتى ببخشد. از سوى ديگر اين حيات بايد كامل و واقعى باشد؛ به گونهاى كه افولى در او راه نيابد و جاودانه باشد تا هميشه و همه جا، اثرش آشكار گردد.
«وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ؛[٥] و بر آن زنده كه نمىميرد، توكّل كن.»
جلوههايى ديگر از «محيى» بودن خداوند در قرآن
حياتبخشى خداوند منحصر به گياهان و درختان نيست؛ بلكه او به همه مردگانِ عالمِ هستى بر اساس مقدار ظرفيت وجوديشان روح و حيات عطا مىكند. اين حيات ممكن است حيات مادّى باشد، ممكن است حيات معنوى باشد. در اينجا به نمونههايى از اين حياتهاى مادّى و معنوى مىپردازيم.
١. انسانها را خلق كرده، آنگاه پس از مرگ دوباره زنده مىكند.
«كَيْفَتَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛[٦]
چگونه به خداوند كفر مىورزيد؛ درحالى كه شما مردگانى بوديد كه خداوند شما را زنده كرد، سپس شما را مىميراند، سپس شما را زنده مىكند، آنگاه به سوى او باز مىگرديد.»
در جاى ديگر مىفرمايد:
«... وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ...؛[٧]
... و او كسى است كه شما را زنده مىكند، سپس شما را مىميراند، سپس شما را زنده مى كند ...»
جاى ديگر نيز مى فرمايد:
«قُلِاللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ ...؛[٨]
بگو: خداست كه شما را زنده مىكند، سپس مىميراند، آنگاه به روز رستاخيز كه ترديدى در آن نيست، گرد مىآورد ...»
يكى از درسهايى كه مىتوان از بهار گرفت، يادآورى قيامت و زنده شدن مردگان است. خداوند در اينباره مىفرمايد: ...
«أَحْيَيْنابِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوجُ؛[٩]
و با آن [آب] سرزمين مرده را زنده كرديم. خروج [از قبرها] نيز چنين است.»
٢. اجراى احكام الهى حياتبخش است:
«وَلَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[١٠]
و اى خردمندان، براى شما در قصاص، زندگانى است، باشد كه به تقوا گراييد.»
اجراى كامل عدالت، امنيت و آرامشى را در جامعه ايجاد مىكند كه انسانها بتوانند عطر حيات را با تمام وجود استشمام كنند. بازگشت اين سخن به همان تعبيرى است كه در بحث روايى بيان مىكنيم كه اقامه عدل در زمين از چهل روز باران نافعتر است.
٣. دلهاى مؤمنان با پيوند به خدا و پيامبر (ص) حيات تازهاى مىيابد.
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ...؛[١١]
اى مؤمنان! هنگامى كه خدا و پيامبر شما را به چيزى كه حيات مىبخشد بخوانند، اجابت كنيد ...»