ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - ٢ غزوه بنى نضير
محمّد (ص)! چنان گمان مىبرى كه ما همچون قريش خواهيم بود. كشتن عدّهاى از قريش تو را مغرور نكند؛ آنان بى تجربه بودند و از فنون رزم خبر نداشتند. به خدا قسم! اگر ما با تو جنگ كنيم، خواهى فهميد كه با كسانى همانند ما نجنگيدهاى! ٧ يهوديان با اين جملات بىخردانهشان، دشمنى خود با پيامبر اعظم (ص) را آشكار كردند و بر پيمانشكنى خود صحّه گذاشتند و در واقع، به طور آشكارا، اعلان نبرد نمودند. اين آيهشريفه در جواب آنان نازل شد: «قُلْلِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ؛ ٨ به كسانى كه كفر ورزيدند، بگو: به زودى مغلوب خواهيد شد و سپس در دوزخ محشور مىشويد و چه بد بسترى است!»
ب) آشوبهاى اجتماعى و بى بندبارى:
اين گروه اوّلين كسانى بودند كه نقض پيمان مىكردند. با اينكه گفتار و كردارشان آشكارا اعلام نبرد بود؛ امّا رسول خدا (ص) با آنان مدارا مىنمود، گفتارها و رفتارهاى زنندهشان را تحمّل مىكرد و مسلمانان را نيز به بردبارى فرا مىخواند. يهوديان به جاى اينكه عبرت بگيرند و از كردههايشان پشيمان شوند، بر جسارتشان مىافزودند. طولى نكشيد كه آنان دست به آشوبهاى اجتماعى زدند و با ايجاد تحريك و آشوب، نظم جامعهاسلامى را بر هم زدند و از طريق تنگ كردن معيشت و زندگى مسلمانان، مىخواستند بر آنان چيره شوند. آنان آشكارا مسلمانان را مورد آزار و اذيّت و تمسخر قرار مىدادند و در جامعه، به بىبندوبارى پرداخته، به كارهاى منافى عفّت دست مىزدند و بدين گونه، روابط خود با مسلمانان را تيره و تار نمودند. ٩
اوج بىبندوبارىهاى يهود در اشعار و هجويات كعب بن اشرف بروز پيدا مىكرد. كعب مردى كينهتوز و سخت دشمن اسلام بود. او شعر مىسرود و در شعرهايش، زنان مسلمان را نام مىبرد و بدين نحو، مسلمانان را اذيّت مىكرد. ١٠
ج) دستور مستقيم الهى:
پيامبر خدا (ص) اين وضعيّت را تحمّل مىنمود تا اينكه اين آيهشريفهقرآن نازل شد: «وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ؛ ١١
و هرگاه از خيانت گروهى بيم داشته باشى، به طور عادلانه به آنها اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است؛ زيرا خداوند خائنان را دوست نمىدارد.»
پيامبر اعظم (ص) پس از نزول اين آيه، فرمودند: «از خيانت يهود بنىقينقاع مىترسم.» به همين دليل، براى جنگ با آنان حركت كرد. ١٢ رسول خدا (ص) با اذن الهى، ابولبابه را در مدينه، به جانشينى خود گماشت و با سپاه اسلام، در حالى كه پرچم را به عموى بزرگوار خود، حمزه داده بود، به سوى يهوديان بنى قينقاع حركت و آنان را محاصره كردند تا آنان به تنگ آمدند و تسليم شدند؛ ولى آن حضرت با وساطت و اصرار عبدالله بن ابى از كشتن آنان درگذشت؛ امّا فرمودند تا آنها را از مدينه بيرون كنند و اموالشان، پس از اخراج خمس، بين مسلمانان تقسيم شد. ١٣
٢. غزوه بنىنضير
يهوديان و منافقان از شكست مسلمانان در جنگ احد، بسيار اظهار شادمانى مىكردند و در پى فرصتى براى وارد كردن آخرين ضربه بر پيكر نوپا و خستهاسلام بودند. يهوديان بنى نضير به مال و دژهاى مستحكم خود، دل خوش كرده بودند كه قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
«وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ؛
و اگر از گروهى بيم خيانت دارى [پيمانشان را] به سويشان بيانداز [تا طرفين] به طور يكسان [بدانند كه پيمان گسسته است]؛ زيرا خدا خائنان را دوست نمىدارد.»
آنان به مال و ثروت و قلعههايشان مىنازيدند و مغرور بودند و تصوّر مىكردند كه هيچ كس نمىتواند بر آنان غلبه يابد و از اين رو، همواره با خدا و پيامبر (ص) در مىافتادند: «شَاقُّوااللَّهَ وَ رَسُولَهُ؛ ١٥
آنها با خداوند و رسولش دشمنى ورزيدند.»
و با اينكه با پيامبر اعظم (ص) پيمان داشتند؛ ولى با دشمنان آن حضرت همكارى مىكردند و پيمانشكنى مىنمودند و حتّى براى جنگ با رسول خدا (ص) جايزههايى تعيين كرده بودند. ١٦
يهوديان بنىنضير پس از جنگ احد پيمانشكنى كردند. خبر پيمانشكنى آنان به پيامبر اعظم (ص) رسيد. پيامبر (ص) براى اينكه از منويّات و طرز تفكّر يهوديان بنىنضير آگاه گردد، همراه گروهى از افسران خود، عازم دژ آنها گرديد؛ امّا هدف ظاهرى پيامبر از تماس با بنىنضير اين بود كه در پرداخت خونبهاى دو نفر عرب از قبيلهبنىعامر كه به دست عمروبن اميّه كشته شده بودند، كمك بگيرد؛ امّا آنان نقشهقتل پيامبر (ص) را كشيدند. رفتارهاى مشكوكشان يا فرشتهوحى، آن حضرت را آگاه ساخت و توطئهها و حركات مرموز آنها فاش گرديد. ١٧
يهوديان بنىنضير كه هم پيمان پيامبر (ص) بودند، چنين توطئهاى كردند و ناجوانمردانه تصميم به ترور ايشان گرفتند. مقتضاى پيمان و نيز عدالت و راه منطقى همان بود كه پيامبر گرامى (ص) برگزيد؛ پيامبر اعظم (ص) به تمام سربازان آماده باش داد و سپس توسط محمّد بن مسلمه اوسى به يهوديان بنىنضير پيام فرستاد كه در مدّت ده روز مدينه را ترك گويند؛ زيرا پيمانشكنى كردهاند و از درِ مكر و حيله وارد شدهاند و اگر در اين ده روز، اين مرز