ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٨ - معرفى كتاب
مىكنم و راهنماى شما به سوى فرايض دينتان هستم و شما را به چيزى هدايت مىكنم كه مايهنجات شماست».
بنابراين، بر ماست كه چراغ دل را از نور حكمت حكيمان طريق حقيقت روشن سازيم و ظرفهاى جان را از زلال چشمههاى حكمت كه از هر گونه آلودگى پاك است، لبريز نماييم؛ زيرا فقط در پرتوى هدايت اهل بيت (ع) كاروان انسانيّت به سرمنزل مقصود خواهد رسيد. اهل بيت (ع) نيز رسالتى دارند كه بايد انجام دهند: «همانا بر امام واجب نيست، جز آنچه را كه خدا امر مىفرمايد و آن كوتاهى نكردن در پند و نصيحت، تلاش در خيرخواهى، زنده نگه داشتن سنّت پيامبر (ص)، جارى ساختن حدود الهى بر مجرمان و رساندن سهمهاى بيتالمال به طبقات مردم است.» ٧١ پس در فراگيرى علم و دانش پيش از آنكه درختش بخشكد، تلاش كنيد و پيش از آنكه به خود مشغول گرديد، از معدن علوم، يعنى
اهل بيت (ع) دانش استخراج كنيد، مردم را از حرام و منكرات باز داريد و خود هم مرتكب نشويد؛ زيرا به شما دستور داده شده كه ابتدا خود محرّمات را ترك و سپس مردمان را باز داريد. امام على (ع) با توجّه به جايگاه اهل بيت (ع) در توسعهزندگى معنوى انسانها، اطاعت از آنها را الزامى مىداند؛ چنان كه در نهج البلاغه ضرورت اطاعت از اهل بيت (ع) را چنين مطرح مىكند: «مردم! به اهل بيت پيامبرتان بنگريد. از آن سو كه گام بر مىدارند، برويد. قدم جاى قدم آنان بگذاريد، آنان هرگز شما را از راه هدايت بيرون نمىبرند و به پستى و هلاكت باز نمىگردانند. اگر سكوت كردند؛ سكوت كنيد و اگر قيام كردند، قيام كنيد، از آنان پيشى نگيريد كه گمراه مىشويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مىگرديد». ٧٢
آن حضرت در جاى ديگر فرمود: «من تمسّك بنا لحق و من سلك غير طريقتنا غرق؛ ٧٣ كسى كه به ما (اهل بيت) تمسّك بجويد، به حقّ پيوندد و كسى كه غير طريقهما را طى كند دچار غرق و فنا مىشود».
اين فرمايش امام على (ع) ريشه در كلام نبوى دارد كه فرمود: «من تمسّك من بعدى بهم فقد استمسك بحبل الله و من تخلّى منهم فقد تخلّى من الله؛ ٧٤ كسى كه پس از من به آنان تمسّك بجويد، در واقع به رشتهخداوند پيوسته است و هر كس كه از آنان دورى بجويد، در واقع از خدا دورى جسته است.»
پيامبر (ص) دربارهجايگاه اهل بيت (ع) فرمودند: «اهل بيت مرا به منزلهسر براى بدن و همانند چشمان بر روى سر قرار دهيد.» ٧٥
همانگونه كه بدن بىسر از نعمت حيات محروم است و سر بدون چشم، دنيا را تيره و تار مىبيند و راه را از چاه تشخيص نمىدهد، زندگى بدون اهل بيت (ع) زندگى واقعى نيست. موفّقيت و سعادت هر انسانى در گروى اطاعت از دستورات حيات آفرين اهل بيت (ع) است.
امام صادق (ع) فرمود: «ما كسانى هستيم كه خداوند طاعت ما را واجب كرد و مردم را چارهاى جز معرفت ما نيست و در جهالت به ما معذور نيستند». ٧٦
پىنوشتها:
به علّت كثرت، پىنوشتها در سايت موعود و دفتر مجلّه موجودند.
معرفى كتاب
كتاب التشريف بالمنن فى التعريف بالفتن معروف به ملاحم و فتن سيد بن طاووس از كتابهاى گرانقدردر باب مهدويت مى باشد. علت اينكه او را ابن طاوس گفته اند اينست كه جدّ اعلاى او يعنى محمّد بن اسحاق داراى شكل بسيار زيبا و صورت بسيار نيكوئى بوده ولى پاهاى او با شكل و هيئتش متناسب نبوده است لذا او را به طاوس ملقّب كردهاند.
سيد بن طاوس را استادهائى بوده كه نام عده اى از آنها بشرح زير است:
١- شيخ حسين سوراوى ٢- شيخ ابو الحسن حنّاط ٣- شيخ بن نما ٤- سيد شمس الدين موسوى ٥- شيخ اسعد اصفهانى ٦- شيخ حسن ابن دربى ٧- شيخ سديد الدين بن محفوظ ٤- محمّد بن عبد اللّه بن زهره ٧- نجيب الدين محمّد سوراوى و .....
بزرگان علمائى كه بجهت روايت كردن از سيد بن طاوس اجازه داشتهاند بدين قرارند: ١- علّامه حلّى ٢- سيد عبد الكريم صاحب كتاب فرحه الغرى و عدّه زيادى كه علّامه نورى رحمه اللّه نام
آنها را در خاتمه مستدرك الوسائل جلد سوم صفحه ٤٧٣ نگاشته است.
سيد بن طاوس از علمائى بوده كه داراى بزرگترين درجه زهد و تقوى بوده، شأن اين عالم عاليقدر را همين بس كه باب ملاقات با حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف براى او مفتوح بوده است.
سيد نعمت اللّه جزائرى رحمه اللّه مينويسد: سيد بن طاوس گفت خليفه خواست منصب قضاوت را بمن واگذار كند. گفتم:
ميان عقل و هواى نفس من جنگ و جدال سختى درگرفته است، عقل ميگويد: من ميخواهم تو را بسوى بهشت هدايت كنم، ميخواهم تو را به خوشبختى دائمى رسانده سعادت هميشگى تو را تأمين نمايم.
هواى نفس ميگويد: بهشت و آخرت نسيه است من ميخواهم تو را از لذّتهاى دنيوى كه نقد است بر خور دار نمايم و درهاى خوشبختى را بروى تو بگشايم اين نزاع در بين عقل و هواى