ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - ٢ جمودانديشان
غوغا و مبارزه، با حضرت (ع) همراه نمىشوند و در پاسخ دعوت امام (ع) به جهاد با مستكبران، آيات تقيّه را مىخوانند. امام زمان (عج) در مقابله با توجيههاى كژانديشانهآنان به «قرآن» استدلال مىكنند و حق را بدون پرده آشكار مىسازند و سرانجام، راحتطلبان را در رديف منافقان كيفر مىدهند.
امام صادق (ع) مىفرمايند:
«فلسفهتشريع تقيّه، حفظ خونهاست. اگر تقيّه، به مرز خون رسد، ديگر جاى تقيّه نيست. به خدا سوگند، اگر شما براى يارى ما دعوت شويد، خواهيد گفت: ما در تقيّه هستيم و نمىتوانيم شما را يارى دهيم. همانا تقيّه از پدران و مادران برايتان عزيزتر است. اگر قائم (عج) ما به پاخيزد، به ياوهگويىهاى شما گوش نخواهد داد و در حقّ بسيارى از شما مردم منافق، حدود خداوند را جارى خواهد ساخت.»[١]
٢. جمودانديشان
از بامداد اسلام، ظاهرگرايان از مهمترين موانع احياى دين و تحوّلات اجتماعى بودهاند، كسانى كه به باطن و روح و هدف دين توجّه نكرده و افق دركشان فراتر از پوست و قالب را نمىنگرد. دور بودن از واقعيّتهاى عينى، آنان را كوتهبين و به خودمحورى دچار كرده است. محدود بودن درك آنها نسبت به دين، موجب مىشودكه در زمانهاى حسّاس، تكليف را نشناسند و به رويارويى پيامبر (ص) و امامان (ع) كشانده شوند.
در جريان نزول آيهروزه و نماز مسافر، پيامبر (ص) در سفر، دستور افطار دادند و خود روزه گشودند؛ ولى گروهى به خيال مقدّسمأبانهخود كه هر سختى ثواب دارد، به روزه ادامه دادند. پيامبر (ص) با آنان برخورد كردند و به آنها لقب گناهكار دادند.[٢]
وجود پيامبر (ص) و مخالفت صريح با اين گروه به آنان عرصهميداندارى نمىداد. پس از پيامبر (ص)، تفكّر قشرىگرى و ظاهربينى در ميان مردم رايج شد و ورود نحلههاى گوناگون فكرى به فرهنگ اسلامى، به ويژه در دوران غيبت آن را تشديد كرد. به اين ترتيب فرقههاى گوناگون در عالم اسلام پيدا شد. ارباب مذاهب و فرق به اسلام به عنوان دينى جامع و حياتبخش توجّه نكردند و با يكسونگرى به برخى از جوانب دين، زمينهناتوانى ساير اجزاى آن را فراهم كردند.
عالم تشيّع نيز از اين خوان بىنصيب نماند. غيبت امام (ع) و دور كردن شيعه از عرصهسياست و اجتماع سبب شد كه حركت اجتهاد بيشتر در حلّ مسائل فردى متمركز شود و دستورات اسلام به عنوان يك سيستم اجتماعى، اقتصادى و ... كمتر در كار تحقيق و تدريس قرار گيرد.[٣]
به هنگام ظهور امام (ع)، تحجّر در انديشهها و رفتار اجتماعى از ميان نرفته؛ بلكه در لفّافههاى نوظهور جلوههاى ديگر مىيابد. امام (ع) احياگر دين است، در همهمسائل فكرى و كاربردى اسلام، به دگرگونىهاى وسيعى دست مىزند و دستوراتى را كه طى روزگاران دراز بر تودهمردم پنهان مانده و مردم ناشيانه به آن عمل مىكنند، آشكار مىسازد.[٤]
حضرت براى ايجاد عدالت عمومى، اموال نامشروع را مصادره مىكند، قطايع و زمينهايى كه حكومتها به ناروا به افراد واگذاركردهاند به بيتالمال برمىگرداند.[٥] دست حرامخواران را از اموال عمومى كوتاه و راههاى نامرئى به بيتالمال را مسدود مىكند.[٦]
در اجراى عدالت تا آنجا پيش مىرود كه راه را بر افرادى كه به زيارت مستحبّى خانهخدا مىروند، بسته و حجّ واجب را در اولويّت قرار مىدهد.[٧] شيوهحرمسازى و مسجدنمايى را نمىپسندد و مساجد را از تزئينات غيرضرورى پاك مىسازد.[٨] در حرم پيامبر (ص) و مسجدالحرام تغييرات مهمّى را ايجاد مىكند. در قضاوت، شيوهداوودى را پيش مىگيرد و با معيارها و موازين نوينى كه در اختيار دارد، كشف حقيقت مىكند و تنها به شيوهقضايى گذشته، يعنى به سوگند اكتفا نمىكند.[٩]
در تفسير قرآن، اسرار پنهانى و رموزى را كه بر مردم پنهان مانده، آشكار ساخته و درهاى حكمت و معرفت را بر مردم مىگشايد و تأويل قرآن و مصاديق بارز و پنهان آيات آن را بر مردم آشكار مىسازد.[١٠]
امام زمان (عج) احكامى كه پيامبر و امامان پيشين به سبب نبودن شرايط، نتوانستهاند اجرا كنند، جارى مىكند و اسلام را با همهشرايط و ويژگىها در جهان حاكم مىسازد.
تحوّلات مهمّ فرهنگى و اجتماعى و سيرهامام (ع) در حكومت و قضاوت با ذهنيّتى كه مردم از دين دارند و متحجّران القا كردهاند، جديد جلوه مىكند و روش امام را با معتقدات خود بيگانه مىبينند.
«اذا قام القائم استانف دعاء جديداً كما دعاء رسول الله؛[١١] هنگامى كه قائم قيام كند، دعاى جديدى همانند دعاى پيامبر از سر مىگيرد.»
امام مصلح شرع است و نه دين ساز. جديد بودن روش حضرت در ارتباط با شناخت واژگونهمردم از دين در آن دوره است. به همين دليل كارهاى امام جديد جلوه مىكند؛ گويى كه دين جديد آورده است. گروهى كه با اسلام اصيل بيگانه بوده و تنها بر ظواهر گذشته جمود دارند، روش امام را با سيرت نياكان خود ناشناخته ديده، زبان به اعتراض مىگشايند و با سلاح مذهب به مقابلهامام مىشتابند. گروهى كه از فهم بطون و معانى بلند قرآن عاجزند،